۱۸ مرداد ۱۳۸۸

در اوج جو زدگی سیاسی

در اوج جو زدگی سیاسی وقتی دم در با خانم همسایه کتاب های ممنوعه باقی و گنجی را رد و بدل میکنیم ؛ بچه ها توی خانه به جان هم افتاده اند وگیس هم را میکشند . روی زمین و میز آشپزخانه و سر اپن را ورقهای پراکنده روزنامه پر کرده است . کنار ماشین لباسشویی یک سبد لبریز از لباس به من دهن کجی میکند . در ذهنم برای مدیر مسئول کیهان خط و نشان میکشم ، در اوج اوج جو زندگی سیاسی گاهی با خود فکر میکنم . بهتر است بروم یک شام خوشمزه درست کنم بدهم به خانواده بخورند! زیر چشم زی زی گوله گود افتاده است .

هیچ نظری موجود نیست:

نوروزی دیگر

نزدیک عید شد آمدم گردو خاکی بگیرم. یادش به خیر، چه روزگاری بود دوران وبلاگ و وبلاگ بازی. چقدر ارتباط هنرمندانه و دو سویه بود. چقدر وبلاگ...