۲ آبان ۱۳۹۰

وقت سيب و ستاره

خبر سخت و دردناك بود خدا به سر شاهد است اصلا دلم رضا نبود در اين روزان و شبان جانكاه كه گودري ها يك چشمشان اشك است و يك چشمشان خون! بنده دست توي جيب كنم و سوت زنان روزگار بگذرانم . خبرش را چند نفر از گودري هاي ساكن فيس بوك همانجا به من رساندند حالا اينها وقت بزن و بكوب گودري ها كه بود يك دعوت خشك و خالي از ما نمي كردندها ولي همين كه قرار شد در گودر را تخته كنند ياد ما افتادند به قول معروف وقت سيب و ستاره خاله خبر نداره وقت گريه و زاري برين خاله رو بيارين. بگذريم  اولش سعي كردم دلداري اشان بدهم اما بعد ديدم كار از دلداري گذشته  اينها اميد ، مميدشان را گذاشته اند سركوزه و دير بجنبيم مجبورند آبش را بخورند! گفتم  اين روزهاي آخر حيات و ممات گودر بيايم به اين همه دوستاني كه روزگاري لايكي به من  داده اند و شري كرده اند عرض ادبي  كنم.
بگويم: آقا جان شما بايد از اين خانواده امام موسي صدر ياد بگيريد. اميدتان را هيچ وقت از دست ندهيد . اينها اگر استخوانهاي امام را هم بيايند بدهند دستشان آزمايش دي ان اي را هم رويش انجام بدهند معلوم شود ژن به ژن همه ي اجزاء با آن خدا بيامرز مطابقت دارد باز هم پايشان را مي كنند توي يك كفش كه هنوز نقاط پاك سازي نشده و تاريكي از ليبي وجود دارد كه امكان قايم! كردن امام موسي در آن اماكن بصورت زنده و  سرحال وجود داشته باشد.  اينها آنچنان اميدشان مثال زدني است كه به نيروي اعتقاد هيچ بعيد نيست عاقبت  امام موسي را  زنده از گور بيرون بياورند. حالا شما گودري ها هنوز گودر را نبسته اند يخه پاره مي كنيد و تو سرو كول خودتان مي كوبيد و صداي ضجه اتان را به آسمان هفتم رسانده ايد كه آي هوار بستند بستند بردند ما اعتراض داريم اين شرط انصاف نيست و ....كمي خويشتن دار باشيد عزيزان من دنياي اينترنت هم مثل دنياي حقيقي،  مجازي است.  ابرقدرتهايي دارد كه اينها تصميم مي گيرند كدام مهره ها باشند و كدام مهره ها نباشند چه برنامه اي اجرا شود و چه برنامه اي اجرا نشود! حاصل تمام ضجه هاي شما يك انقلابات كوچكي است كه ديكتاتورهاي بزرگتري را بوجود مي آورد. بنابراين چه بخواهيد و چه نخواهيد  دنياي مجازي نظم خودش را دارد و ما فقط كاربراني براي پيش برد اهداف از پيش تعريف شده ي آن هستيم .

۶ نظر:

Zorba The Irani گفت...

قرار نیست که ببندنش خارخاسک. میخان با گوگل پلاس ترکیبش کنن.

سانتا گفت...

وقت گریه و زاری/ برین عمه بیارین!
اتفاقی که نیفتاد اصن... فقط مارک با تغییرات اخیرش به فیسبوک ر.ی.د!
دلم تنگ شده بود برای اینجا خارخاسک

نبات ذاغ گفت...

سر کشته شدن سرهنگ با خودم شرط بسته بودم که طاقت نمی آری و روزه سکوتت رو می شکنی. یعنی بردم؟

ژکوند گفت...

من با این که تو گودر می خونمت اینجا کامت می دم! می گم حیف نیست کلا شما ننویسی!

ناشناس گفت...

bezar goger ro bebandan....chesh meshoon koor.....

ناشناس گفت...

حالا گوگل ریدر چی هست اصلا;)