۲۵ آبان ۱۳۹۰

خاطرات ننوشته

رفتم خيابون! از دم مغازه كاموا فروشي كه رد شدم مثل اين گربه هاي شاد كه گوله هاي رنگي كاموا از خود بي خودشون مي كنه دستپاچه شدم. پريدم تو 5 تا كلاف كامواي كلفت قرمز خريدم با يه قلاب سايز خدا! خيلي هيجان دارم براي اينكه يه شنل قرمز گل دار و سوراخ دار براي بيزبيز ببافم.
مي رسم خونه مي شينم به بافتن بيز بيز مي گه : مامان اصلا بهت نمي آد بشيني بافتني ببافي اونقدر عينكت رو بالا و پايين مي ذاري و هنوز يه رج نبافته. بافتني رو مي گيري  از دور تماشا مي كني كه انگار داري موشك هوا مي كني.
" آه خدا كنه اين موشك تو دستم منفجر نشه،‌ آدم ناشي هر چيزي ممكنه براش اتفاق بيفته !"
در هر صورت مصمم هستم اين گوله هاي كامواي قرمز نره پيش بقيه گوله هاي كامواي رنگي و پارچه هاي ندوخته وكتاب هاي نخونده و خاطرات ننوشته .

۱۲ نظر:

مژگان گفت...

عاشق این کنایه هایی هستم که میزنی

بیتا گفت...

تو این پستت عین منی.عین عین من.باور نمی کنم یه زن سی و چند ساله نیستی که دو تا بچه داره و اینام فقط داستانه که می نویسی.
با اینکه منو یاد گوله هاي كامواي رنگي و پارچه هاي ندوخته وكتاب هاي نخونده و خاطرات ننوشته و...انداخت ولی خوشحال شدم که این فقط من نیستم که....

مهسا گفت...

آدم ناشی،هرچیزی،اتفاق!
مرسی خارخاری خانم

ناشناس گفت...

مارو از سرنوشت شال بی خبر نذار :)

lilium گفت...

هر وقت چیز هایی که مامانم برام میبافتن رو میپوشیدم از کت و کول میافتادم بس که سنگین بودن

آنوش گفت...

این کامواهای قرمز خوب بلدن آدم رو وسوسه کنن از پشت شیشه ی مغازه ها. من رو هم گول زدن و حالا دو کلافشون توی خونه ی منه. راستی خارخاسک جان، کامنت گذاشتن برای شما، تبدیل به امری طاقت فرسا شده. کی پس نقل مکان می کنی به یک جای بی ف.ی.ل.ت.ر.

خودساخته گفت...

وقتی داری نبافته هایت را میبافی خاطرات ننوشته ات را مرور کن، حرفهای نزده ات را بزن و بغض های نریخته ات را بریز بگذار شنل بیز بیز گرم و سبک باشد

قاصدک گفت...

آی گفتی...

ژکوند گفت...

سلام. من یه سوال دارم! چند وقته دنبال کلاف های گرد کاموا هستم واسه مدل نقاشی.از کجا گرفتین؟ ممنون می شم راهنمایی کنین

saba گفت...

manam mesle khodetam kheyli karaye natamom daram har roz migam az farda shoro mikonam ke ye rozi tamom beshe vali on fardae hanoz nayomade

خارخاسک هفت دنده گفت...

سلام كلاف گرد نديده ام جايي من هميشه كلاف غير گرد مي گيرم خودم گردش مي كنم . تو هم بايد قبل از نقاشي زحمت گرد كردن كلافها را بكشي .

بابک گفت...

تموم شد؟