۲۲ آذر ۱۳۹۰ ه‍.ش.

ايران ما و فنچ زلزالوس و سگ همساده بالايي


ايران ويار دارد زود به زود گرسنه مي شود، گرسنه كه مي شود به پر و پاي من مي پيچد من هم نامردي نمي كنم هر چه دم دستم مي آيد مي دهم بخورد. او هم نامردي نمي كند  همه چيز را مي فرستد به خندق بلا. از طرفي  زلزالوس پسر حاج خانم فنچ دارد مدتي است يكي از  پرنده هايش گم شده  چند روزي است پيله كرده كه ايران پرنده اش را گرفته و خورده است مي گويد: مگر شما نمي گوييد ايرانتان تازگي ها خيلي گرسنه مي شود ؟ لابد ناپديد شدن فنچ من هم زير سر خود اوست. من زير بار نمي روم مي گويم : ايران اصلا اهل گرفتن اين چيزها نيست تازه گيرم كه پرنده تو را ايران ما گرفته باشد نمي تواند اين يك بند انگشت فنچ را پر بگيرد و پوست بكند و بپزد و بخورد. ايران ما اصلا خام خوار نيست عادتش به خوردن لقمه ي آماده است . اما زلزالوس بد پيله است مي گويد : اگر ايران فنچ مرا نخورده پس كي خورده ؟  من اصلا سر در نمي آورم فنچ او در خانه ي ما چه مي كرده ! با اين حال شَكم به سگ همسايه بالايي است.  شايد اصلا سگ همسايه پرنده را گرفته و داده است دست ايران ما، بله همسايه بالايي ما سگ دارد.اصلا ما همه امان در اين ساختمان غير از خودمان جك و جانورهاي ديگري هم داريم كه با ما مي خورند و مي نوشند و روزگار مي گذرانند.

۱۰ نظر:

امیر گفت...

خارخاسک جان، یا من خیلی کودن بودم یا اینکه از وسط فیلم رسیدم که حالا یواش یواش بخصوص بعد اومدن ایران دارم به ایهام و کنایات موجود در نوشته‌هات پی میبرم. حضور "پهپاد آمریکایی!" و روسیه و اوباما و آمریکا رو تو این پستت کاملاً درست و به جا بدون هیچ علامت سؤالی درک کردم.
شاید هم زیادی تحت تإثیر تئوری توطئه Conspiracy Theory قرار گرفتم

کیقباد گفت...

حالا بد پیله گی ی زلزالوس هیچی ، چقدر بد التماس هس !
یکی نیس بهش بگه آخه مرد گنده که اینقدر التماس نمیکنه . هی پرنده مو بدین ، پرنده مو بدین !
اه . آدم حالش از هر چی مرد گنده اس بهم میخوره !

روزبه گفت...

هم عالی بود و هم به موقع!

خارخاسک هفت دنده گفت...

نه شما كودن نيستي امير جان من هفت دنده هستم .

آفرین بانو گفت...

امان از دست سگ همسایه!

یک پزشک سابقا عمومی گفت...

تشبیه زییبایی بود ...

ژکوند گفت...

بهتر از این نمی شد این قضایا را توضیح داد.عالی بود. با اجازه شیر کردم تو گوگل پلاس

وفا گفت...

جالب بود

ZZ گفت...

چه معلوم یه وقت دیدی فنچ زالوس دو تا بال داشته دوتا قرض کرده و در رفته.

بابک گفت...

من ویار پیار سرم نمیشه، فقط منتظرم گربه تون بزاد