۱۴ آذر ۱۳۸۸

ادای دین به خیام

تمام دیروز بعلاوه امروز را به بطالت گذراندم ، خوابیدم ، نشستم ، فیلم دیدم ، شو دیدم و دخترها هم دور و برم گشتند و بازی کردند و جیغ و داد راه انداختند .


تمام دیروز بعلاوه امروز روی تمام مبلهای خانه برای لم دادن و چرت زدن وقت گذرانی کردم .

دانشگاه نرفتم ، نمایشگاه نرفتم ( انگار کن من در یک نمایشگاه کار می کنم) ، غذا ی درست و حسابی نپختم ، کتاب نخواندم .

بچه ها را برای شام بردم رستوران ، امروز و امشب هم بهشان قول داده ام یکی دو فست فوت جدید را امتحان کنیم . ذرت مکزیکی بخوریم ، آیس پک بزنیم ، چیپس و ماست موسیر بلمبانیم و دیگر و دیگر و دیگر ...

خیام اگر زباده مستی خوش باش ..............با ماهرخی اگر نشستی خوش باش

عاقبت کار جهان نیستی است ..................انگار که نیستی چو هستی خوش باش




۲ نظر:

مسعود گفت...

هه هه من همیشه در حال ادای دین به خیام هستم.زیاد غصه نخور (;

بابک گفت...

یک "چون" در مصرع دوم رباعی جا انداختی بانو. لم دادن مثل اینکه خیلی چسبیده، بی خیال شدی :دی