۲۰ آذر ۱۳۸۹

یک شب آتش در نیستانی فتاد

آقا ؛
 اونقدر دلمون رو سوزوندن که آتیشش گرفت به جنگلهای شمال و دودش رسید بالای سر شهرها و نفس کشیدن رو حروممون کرد .
عمرا ً این آتیش با توبه ی ما از گناه نکرده خاموش بشه ؛
یک دم مسیحایی می خواد که به دلهای ما بدمه و اول  آتش دل ما رو خاموش کنه .

۲۵ نظر:

آرمین گفت...

آی گفتی خارخاسک....آی گفتی....آی گفتی
یعنی بنظرت میشه؟

خارخاسک هفت دنده گفت...

آری شود ولیک به خون جگر شود .

24 گفت...

:)

پیر فرزانه گفت...

آن دم مسیحایی را دیدید سلام ما را هم بهش برسانید.

سم گفت...

سلام
بابام گفت خيلي اتفقات براي مملكت ما ممكنه پيش بياد كه خيلي دور از انتظار نيست ... گفت آه خيليا باعث ميشه ... آه بچه يتيما خونواده هاي شهدا فقيرا ... اما به نظر من بي خدايي خيلياي ديگه نمي ذاره بركت رو ايران بشينه ... ظلمي كه در حق خودمون بچه هامون والدينمون و مردم مي كنيم ... وقتي حرفاي خدا رونديد مي گيريم ... وقتي به راحتي دروغ مي گيم غيبت مي كنيم تهمت مي زنيم با آبروي آدما بازي ميكنيم زمين و زمان رو به باد استهزا مي گيريم ... راست گفتي خارخاسك دلمون داره كباب ميشه و خودمون خبر نداريم ... قشنگ گفتي خارخاسك

چسبیده به زمین برای اینکه دلت وا شه گفت...

روزی دختر کوچولویی از مادرش پرسید: مامان؟ نژاد انسان ها از کجا اومد؟

مادر جواب داد: خداوند آدم و حوا را خلق کرد. اون ها بچه دار شدند و این جوری نژاد انسان ها به وجود اومد

دو روز بعد دخترک همین سوال رو از پدرش پرسید.

پدرش پاسخ داد: خیلی سال پیش میمون ها تکامل یافتند و نژاد انسان ها پدید اومد

دختر کوچولو که گیج شده بود نزد مادرش رفت و گفت: مامان؟ تو گفتی خدا انسان ها رو آفرید ولی بابا میگه انسان ها تکامل یافته ی میمون ها هستند...من که نمی فهمم

!

مادرش گفت: عزیز دلم خیلی ساده است. من بهت در مورد خانواده ی خودم گفتم و بابات در مورد خانواده ی خودش !!!!!!!!!
--
Good luck

مريم گفت...

اگر آتيش دل ماست كه به جنگلاي شمال سرايت كرده كه ديگه هزار سال... اگر خاموش بشه...

قاصدک گفت...

می گن یکی از حضرات آیات عظام زمان سیل و سونامی در دیار کفر بالای منبر رفته و گفته بود که : آی مردم میدانید چرا این بلا ها به سر این بیچاره ها می آید. چون بی بند و بارند. زنهایشان عریان در سواحل دریا به خودنمایی می پردازند و بنابر این خداوند باران و سیل و سونامی بر آنها نازل کرده تا عبرت بگیرند.
دوستی می گفت: آنجا که عریانند سیل می آید اینجا که حجابها سفت و محکمند خشک سالیست. لطفن به این خانومای عزیز بفرمایید یخورده حجابشان را شول کنند تا کمی ببارد!!!

platon گفت...

سوخت چون شمعي كه از جاني فتاد. بابا بي توجه به اين حرفارفتيم تو حال و هواي آهنگ شهرام ناظري...
پست قبليت و خييييلي خوب اومدي. يادم باشه از اين به بعد به همشون بگم

زاغچه گفت...

مرد را دردی اگر باشد خوش است
درد بی دردی علاجش آتش است!

خاتون گفت...

آن را که ز لب دم مسيحا خيزد
پس آتش تب چرا ازو نگريزد
در مسلخ عشق جز نکو را نکشند
آخر به چه زهره تب در او آويزد
.
.
.

خاتون گفت...

دعوتی به خواندنم

حرفهاي يك كم خرف گفت...

چرا ما دوست داريم همه چيز رو به همه چيز ربط دهيم به جز به بي تدبيرهامون.در جاهاي ديگه دنيا با اتيش گرفتن جنگلها فكر تجهيزات براي خاموش كردن اون مي افتند ما ياد دروغهامون .با خشكسالي اونها ياد بار ور كردن ابر ها مي افتند ما ياد گناهامون والبته ياد سينه زنهامون.

مریم گفت...

یه چیزی به نظرم اومد بگم..
خداوند متعال...نیومده...عذاب نازل کنه و اینا...
اونچه که مشخصه...من و خیلی ها دیگه در مقابل حاکم ظالم سکوت کردیم...
حاکم ظالم..بنزین..ناخالص به مردم داد..
و دود اون سکوت الان داره توی چشم و حلقمون می ره...
اونایی که از حاکم طرفداری کردن..اونایی که سکوت کردن و اونایی که مخالفت کردن...
همه داخل یه دایره هستیم...
ما نتیجه عملکرد خودمون و داریم می دیم..تاوان...تایید ها..و سکوت ها..

زن ذليل گفت...

از شانس ما اگه باشه و از نفرين سايرين...خدا يه اژدها ميفرسته كه از بازدمش خاكستر بشيم

من گفت...

پس این آلودگیه هوا از سوختن شماس ظاهرا

سرور گفت...

فيض روح القدس ار باز مدد فرمايد
دگران هم بكنند آنچه مسيحا مي كرد

پزشک تنها گفت...

سلام
مخلصم
((جنگل را بیابان میکنند)
با داستانهای از زندان آپم
میتونم لینکتون کنم؟

شباهنگ گفت...

مسلام خانم عزیز
می خواستم بدونم علت انتخاب نام وبلاگتون چی بوده و ریشه ی اون از کجا اومده
هفت دنده به چه معناست و آیا خارخاسک اسم حشره است یا یه داروی گیاهی محسوب میشه .
منتظر جواب شما هستم
برای شما دو تا دختر خانوم ها تون و همسر محترمتون ارزوی سربلندی و پیروزی دارم.
اگر خواستین ایمیلم رو هم براتون ارسال می کنم.

همیشه بهار گفت...

سلام
به نظر میرسه رفتید عشق و حال!

يك دبير فهيم گفت...

ياد شعر يكي از دئستان افتادم با مطلع :
مده بيهوده اميدم كه مسيحا نفسي نيست
( در جواب حافظ گفته بود.)

امید گفت...

عجب عشق و حالیه تمومی نداره!کجایی؟

بخشی گفت...

من خیلی دل تنگم می دونی چرا چون از یکی شنیدم آتش سوزی جنگلها کار فتنه گرانه! و مسئولش سران فتنه اند.
خدا می دونه چند نفر تو این مملکت هنوز اجازه می دن اینا به روح و ذهنشون حکومت کنند.
یه سوال اگه بخوام برات متنی رو خصوصی بفرستم باید چکار کنم؟

خارخاسک هفت دنده گفت...

بخشی گفت...

یه سوال اگه بخوام برات متنی رو خصوصی بفرستم باید چکار کنم؟

جواب: kharkhasak7@gmail.com

نیم تنه گفت...

میترسم دم مسیحایی هم باعث بشه آتیشش تندتر شه
همه چیز این روزا برعکسه