۷ دی ۱۳۸۹

سرانجام عرف دیپلماتیک

بیزبیز و بیزقولک با هم شطرنج بازی می کنند  به شیوه خودشان .
همانطور که بازی می کنند  این آن را می چزاند , آن این را می زند . این موی آن را می کشد . آن پای این را گاز می گیرد .
گاهی هم را تهدید می کنند گاهی هم خارج از عرف دیپلماتیک به هم باج می دهند و با هم تبانی می کنند. 
 بیزقولک به بیزبیز می گوید : آگر تو فیل مرا نزنی من هم آن مداد تراش مخزن دار تو را که برداشته بودم پست می دهم  .
بیز بیز به بیزقولک می گوید : اگر بگذاری وزیرت را بزنم من هم  برایت بستنی پیچ پیچی رنگ وارنگی می خرم .
ناگهان " ایران" می پرد روی صفحه ی شطرنج  تمام مهرهایشان پخش می شود وسط اطاق ؛ بازی اشان گوزمال می شود ، می رود پی کارش . بیزبیز و بیزقولک شطرنج بازی یادشان می رود , می دوند دنبال "ایران" .

ته نوشت تکراری : ایران نام گربه امان است  ربطی به ایران که نام کشورمان است ندارد . اصلا این ایران کجا و آن ایران کجا !

۲۱ نظر:

ف@طمه گفت...

و کیف میکنیم از این اتحاد:-p

بخشی گفت...

خدا ایرانت را حفظ کند که سنگ رو یخمان نکردی

پیر فرزانه گفت...

امان از این ایران وقتی که ویرش بگیرد چه ها که نکند....

ریحانه گفت...

اونوقت ایران رو به خاطر به هم زدن بازی شون تحریم هم میکنند یا نه ؟ فقط به دنبال ،بازی ختم میشه ؟

یه اس ام اس گفت...

سلام یه اس ام اس داشتم از یکی از بچه ها اولش زده بود این جا گیر افتادم 700 داری بدی؟
زود باهاش تماس گرفتم خندید گفت تا آخرش بخون
خوندم: متکی از سنگال!

ریحانه گفت...

نتیجه اخلاقی قصه چی بود؟

جفمگ میرزا گفت...

عجب ایران با سیاستی.....

کیقباد گفت...

اگر کسی بداند این اصطلاح چه قدمت و چه بار نوستالژیکی دارد ؟ اگر کسی بداند این کلمه ی دو کلمه ای ! چه معانی مختلف و چه تعابیر متفاوتی دارد ؟ اگر کسی بداند خارخاسک چطور از پس هزاران سال فرهنگ فولکلور و از میان هزاران اصطلاح ، این واژه ی پر مغز گوزمال را پیدا کرده است ؟ اگر کسی اینها را بداند هزاران آفرین میگوید به خارخاسک که عبارتی بکار برده است که بنظر میرسید سالیان سال است منسوخ شده است . گوزمال !
اینها را جدی گفتم . فکر نکنید شوخی کرده ام یا خدای ناکرده قصد تمسخر داشته ام و آنوقت مثل لینک وبلاگم که معلوم نیست به کدامین گناه از میان لینکهایتان ، حذف کرده اید ، بزنید و کامنتم را گوزمال کنید هم !

خارخاسک هفت دنده گفت...

بابا مگه با عرب جاهلی طرفی که می گی به کدامین گناه حذف می کنی ؟
نخیر برادر من هستش زود به زود به روز نمی کنی وبلاگت رو شاید به چشمت نمی آد .
شک کردم رفتم دیدم , بود . بگرد هست .

soosparak گفت...

یاد تخت نرد بازی کردن خودم و خواهرم افتادم، اولین باری که بازی کردیم می‌خواست با یه مهره تمام مهره‌های منو که سر راهش بودن و بزنه که هیچ, یه خونمم که ۵-۶ تا مهره توشم بود اصرار میکرد همشو زده باید مهره هامو همشونو ببرم بیرون! بعد از اون قضیه دیگه بازی نکرد عوضش مامان بابام فهمیدن من قمار باز بهتریم تا اون!!!

بین التعطیلین گفت...

as Keyghobad said
love u pmc

حرفهاي يك كم حرف گفت...

بايد قبل از بازي بايد ايران را جايي ببندند تا وسط بازي قاط نزند.اونطور كه معلومه بچه ها از به هم خوردن بازيشون زياد ناراحت نشدندهيچ بلكه خوشحال هم شدندو بيشتر دوست دارند دنبال ايران بكنند شطرنج بهونه است.

مرمر گفت...

از کارهای ایران شما ما کیف می کنیم اما کی از کارهای ایران ما کیف می کند ؟

پسرک تنها گفت...

...

نبات داغ گفت...

خوب قبول من متکی رو بر می دارم پته تو رو رو آب نمی ریزم
دستور بده معان اولم رو تحقیق و تفحص نکنن بازم پتتو رو آب نمی ریزم
بزار میراث فرهنگی مملکتو بفروشم به بخش خصوص! تا پتتو رو آب نریزم
.
.
.
آقا این پته مگه چقدر می ارزه هان؟ به اندازه تمام خود خواهی؟
دم گربه رو بچین بپره وسط جمع کنه این کاسه کوزه رو
خدایا منو ببخش اینقدر که پشت سر مردم قاجار و خریتشون در زمان ظلل السلطان بد وبیراه گفتم

باباگوریو گفت...

بذار من ادامه بدم:
ایران بعد از خراب کردن بازی تازه می فهمه اون نبایستی وارد بازی می شد ولی دیگه دیر شده و بیزبیز و بیزقولک دست از سرش برنمی دارن. اونم هول میشه و پا به فرار می زاره. از رو این میز رو اون کاناپه و از رو این گلدون رو اون بشقاب. همه چیزو میزنه خراب میکنه و تمام لوازم خونه رو میشکونه. آخه بیچاره هول شده و ترسیده. حیوونی خیلی از بیزبیز و بیزقولک میترسه. حالا دیگه جرمش خیلی بیشتر از خراب کردن قاعده بازیه.
بیچاره گربه ما توی همین جست و گریزها میفته توی قابلمه ی آب جوشی که بیزبیز و بیزقولک واسه شامشون بار گذاشته بودن. ایران توی آب جوش قل میزنه و پرپر میشه. هیشکی نمیدونه که ایران کوچولو فقط میخواست با بیزبیز و بیزقولک بازی کنه. فقط می خواست تو بازی اونا جایی داشته باشه.

نويد گفت...

سلام ... حالا اين ايران شما به نظر خوبه ... ما با ايرانمون چي كار كنيم ؟؟

آیسودا گفت...

خدایی اگه این ته نوشت رو نمینوشتی انگار مطلب یه چیزی کم داشت خواستم بگم عادت کردیم به این قضیه یادداوری کردن

ناشناس گفت...

بيز بيز و بيزقولك شما من رو ياد كتابي ميندازه كه 9 ساله كه بودم مي خوندمش ... "سري كتاب هاي رامونا " ... رامونا و پدرش & رامونا و مادرش & رامونا و ...
اون زمان خيلي نقاط مشترك مي ديدم بين خودم و رامونا و خواهرم و خواهر رامونا
به نظرم حتما بخرينش براي دختراتون و حتي خودتون هم بخونينش

navid گفت...

سلام
من دلیل این که اسم گربه تان در نوشته ها ایران است نمی فهمم.
شما یک شخصیت خلق کرده ید با یال و دم و اشکم و می غرد و همه هم به چنین شخصیتی می گویند شیر، بعد اصرار دارید که شیر نیست و هر بار این را تکرار می کنید. اگر قصد استفاده از استعاره را ندارید چرا اسم گربه را تغییر نمی دهید؟ مگر نه این که اسم تمام افراد از شما گرفته تا خانواده تان و دور و بری ها واقعی نیست؟

یه دختر گفت...

دشمن مشترک، باعث فراموشی اختلافات می شه.
;)
شوخی کردم
;) :)