۲۸ فروردین ۱۳۹۰

این روزها بدجوری بوی بد توی ذوق آدم می زند

وقتی بیزقولک چهار پنج ساله بود پنهانی می رفت شیشه عطرهای من را روی خودش خالی می کرد .بعد هم که از او می پرسیدیم چرا به شیشه عطرها دست زده است؟ می گفت: من به شیشه عطرها دست نزده ام . یک بار که حسابی دعوایش کردم با تعجب و حیرت پرسید : مامانی , مامان باباها از کجا می فهمن که بچه هاشون عطرهای اونها رو استفاده کردن ؟


این را برای این نوشتن که بعضی به اصطلاح علما دروغ می گویند به چه گندگی اما خودشان هم نمی فهمند که چطور شد دیگر مردم دروغهایشان را باور نمی کنند . البته ای کاش همه ی دروغ ها عطر و بویی به خوشی دروغهای بیزقولک چهار ساله داشت نه اینکه بوی تعفنشان یاد آور جسد درحال متلاشی شدن باشد .



۴ نظر:

امین گفت...

بسیار بسیار زیبا بود، مثل همیشه


(لبخند)

مسافر گفت...

یک وقت می ترسم منظورت همین شیخی باشه که گفت آقای خامنه ی هنگامی که بدن مادرتولد شد صدا یا علی ...؟

ناشناس گفت...

mypersianbooks

گردآوری، بازخوانی و همخوانی نوشته های ناب هدف عمده این کتابلاگ است.

قفسه ای برای به اشتراک گذاری نوشته هایی که بنا به اهمیت شان می بایستی بیشتر مورد توجه قرار گیرند.

تآکید این کتابلاگ بر بازنشر نوشته های ادبی شامل داستان، شعر، مقاله و نقد ادبی است. اما نوشته های با اهمیت در زمینه های تاریخ، فلسفه، روانشناسی، و سایر رشته های علوم انسانی هم منتشر خواهند شد.



http://mypersianbooks.wordpress.com/

کیقباد گفت...

بهار ، بهار است و بهار معلوم است که چه است .
بهار اما سالهاست که یک جوری است !
فروردین که تمام میشود ، نوروز و مراسم نوروز از همان چهارشنبه سوری بگیر تا شب عید و سفره ی هفت سین و دید و بازدیدها و مسافرتها و سیزده بدر که تمام میشود ، اگر چه هنوز بهار است اما بهار سالهاست که یک جوری است . بهارهایی که پر است از بوی گل سوسن و یاسمن و عطر یهارانی که از سفر می آید اما در گیرودار اینهمه عطر و بوی بهار ، بوهای بدی نیز بد جوری تووی ذوق میزند !
قدیما که مثل حالا کل سال همه نوع میوه گیر نمی آمد و انگور شیلی و پرتغال افریقای جنوبی وجود نداشت ، میوه فروشهااصطلاحی داشتند برای اینروزها . سیاه بهار !
میگفتند سیاه بهار . یعنی که میوه های پاییز و زمستانی تمام شده است و میوه های تابستانی هم که هنوز خیلی مانده تا برسد و بهار منحصر است به اندکی آلوچه و سیب ترش که آنهم اواخر بهار در می آید و میوه فروشی ها خالی از میوه بودند و کارشان کساد و به همین خاطر میگفتند سیاه بهار .
طولانی شد و بیربط اما انگار که سالهاست سیاه بهار است بهارهایمان !