۳۰ دی ۱۳۹۰

با چشمان كاملا بسته

فرزندان ايران چشمهايشان بسته است هنوز!
من گاهي كف دست مي گيرمشان و خوب نگاهشان مي كنم.
دست وپا مي زنند و راه فراري مي جويند.
نگاهشان مي كنم و مي گويم: دنياي شما چطوري است،  با اين چشمان كاملا بسته!؟
و بعد با خود مي گويم : تا كي چشمهايتان باز شود ودنياي ما را ببينيد؟
بعد بالاتر مي آورمشان و زير گوششان مي گويم: در هر صورت من ارباب شما هستم.
( آنها كه نمي بينند، لابد باور مي كنند كسي كه زير گوششان مدام مي گويد: من اربابم  ، من اربابم،  لابد ارباب است ديگر)
تا كي باشد كه چشمشان باز شود،‌ دنيا را ببينند وبا خود بگويند: آن كس كه زير گوشمان مدام مي گفت : من ارباب هستم، خيلي هم ارباب نيست و تازه بفهمند،  دنياهاي ديگري هم هست و  ارباب هاي ديگري هم وجود دارند.


۳ نظر:

مهگل گفت...

اسماشونو چی گذاشتی؟

پيمان گفت...

اشاره اى به اعتقاد ماهى سياه کوچولو, از بهرنگى...

ناشناس گفت...

اینبار که کف دست گرفتیشون یه اذانی در گوششون بگو پیش از آنکه دیر شود و موزیکی از اندی به گوششان برسد.

در غیر اینصورت هیچ تضمین نیست که عقرب ....بگذریم.

اذان بگو خواهرم، اذان