۱۲ دی ۱۳۹۰ ه‍.ش.

طعنه

ايران رخوت زده و دردمند با آن شكم بزرگ، نشسته است وسط گل بزرگ قالي، چشمهايش را خماركرده  زندگي ما را تماشا مي كند.
به آقاي خانه مي گويم: ببين!  نگاهش كن، هفته ديگر قرار است ايرانمان بزايد! به نظر تو خودش مي داند كه مي خواهد بچه دار شود؟
آقاي خانه اشاره اي به لب تاب من مي كند و مي گويد: نه تنها خودش مي داند،  كه تا به حال همه ي دنيا باخبر شده اند، ايرانمان آبستن است و قرار است به زودي زايمان كند.

۴ نظر:

ژکوند گفت...

بله واقعن. از نرخ دلار معلوم است

ناشناس گفت...

بچه ها اين گربه ايران ماست
چشم اين گربه به دنبال شماست...

ناشناس گفت...

لپ تاپتون تا فرش زیر پاتون رو هم به سمع و نظر همه می رسونه.

بابک گفت...

دیگه چیزی نمانده بنده هم بزایم