۱۶ دی ۱۳۹۰ ه‍.ش.

كارما

آقا من هر كاري مي كنم، هر جور مي خوام خودم رو مبري كنم از دزدي و فساد و رشوه و نون به نرخ روز خوري و فرصت طلبي، نمي شه .
 اين خواننده هاي وبلاگ من پاشون رو كردن توي يك كفش همگي متفق القول شدن كه تو كار بدي كردي رفتي از يه فروشگاه،  روز تاسوعا غذاي گربه  ارزون خريدي( در حالي كه در واقع گرون بوده )  بعد هم  اومدي تو وبلاگت جار زدي كه زرنگي كردم
 اينه كه من رسماً معذرت خواهي مي كنم . من شكر خوردم ، من بي جا كردم ، بابا به پير به پيغمبر من فقط 10 بسته خريدم.
بعدش هم كه موضوع رو فهميدم و دونستم چقدر سود بردم،  تخته گاز كردم، رفتم بازم بخرم!
ليكن ديدم كل غذاهاي  كنسروي گربه رو خريده بودن . قفسه خالي خالي بود!
يعني  تمامي جماعت  گربه دار معظم قزويني همه گوله كرده بودن روز تاسوعا رفته بودن اين فروشگاه غذاها رو كمپلت خريده بودن . ديگه هيچي ته قفسه فروشگاه نمونده بود كه من بخرم .
من هم راستش اون زمون گرم بودم، خيلي با خودم كلنجار رفتم كه برم خودم رو لو بدم، اما يادم به چيزي  اومد دفعه پيش كه رفته بودم همين فروشگاه غذاي گربه بخرم . بيرون فروشگاه يه گربه ي بدبخت خيابوني درب و داغون و زخمي ايستاده بود و گرسنه بود.
من معطل نكردم غذاي ايران خودمون  رو باز كردم و ريختم براي اين خيابوني،  اون هم روي همون سكوي كنار فروشگاه نشست و شروع كرد به خوردن . خدا به سر شاهده كه من  از ترس اين كه كسي اين حيووني رو موقع غذا خوردن  اذيت نكنه،  نيم ساعت ( نه خدايا من رو ببخش،  فقط يك ربع ) همونجا ايستادم پاسداري دادم .
اين ماجرا و اين ماجراي نگهداري من از گربه هاي بخت برگشته ي بي سرپرست دور و برطويله آقاي خونه،  و اين كه من هر روز براي اينها غذا مي فرستم و احوالشون رو از آقاي خونه مي پرسم.  مزيد بر علت شد كه فكر كنم اين "كارماي"* كار خوب منه .و فكر كردم اين اتفاق،  خودِ خودِ انرژي لايزال كائنات بوده كه بازتاب  محبت من رو به من برگردونده .
آهان يه ماجراي ديگه هم بود كه خوب شد يادم اومد . يه بار توي همين خيابون اسكندري شمالي كه رديف مغازه ها و فروشگاه هاي دامپزشكي و ايناست رفته بودم خاك گربه بخرم براي پي پي گربه ( عرض به حضور شما خاك براي حيوونهاي خونگي خيلي مهمه !اينا بايد حتما خاك پي پي آنتي باكتريال داشته باشن كه مريض نشن و مريض نكنن،  وگرنه من اهل اين سوسول بازيها نيستم كه تو اين دوران غريب و بي پولي و اختلاس و دزدي  و فقر و فلاكت مردم و بگير و ببند و تحريم تحميلي آمريكاي  جهان خوار ِ خر!  برم براي گربه خاك پي پي بخرم )
آره داشتم مي گفتم يه بار رفته بودم اينجا خاك گربه بخرم باز يه گربه ي بخت برگشته اي رو ديدم كنار يه كله پاچه فروشي چمباتمه زده . خيلي دلم سوخت پريدم توي يكي از اين فروشگاهها براي اين گربه،  گرون ترين كنسرو گربه ها رو خريدم و اومدم بيرون براش باز كردم گذاشتم نوش جان كنه ! به جدم اين همچين شروع كرد به خوردن كه انگار از وقتي از شير گرفتندش يه غذاي سير نخورده .
يارو  مغازه داره  اومد بيرون تا ديد اين رو،  گفت : خانوم من به اين غذاي خشك دادم نخورده شما داري بهش غذاي كنسروي مي دي بدعادت مي شه .
من بهش  گفتم : آقا نخورده، حتما دندوناش درد مي كرده يا عيب و ايرادي داره وگرنه حالا كه داره  اين غذا رو دولپي مي خوره و خيلي هم گرسنه به نظر مي رسه .
گفتم اين ماجرا رو هم تعريف كنم شايد شما يه محاسبه اي كنيد كوتاه بياييد در حق ما.
باز با اين حال براي اينكه رضايت اون دسته از خواهر و برادرهاي عزيزي كه تصميم گرفتن تا من به گه خوردن نيفتادم كوتاه نيان جلب بشه .
من اسم و آدرس اون فروشگاه رو اعلام مي كنم هر كي رادستش هست بره به جاي من پولا رو بده،  من چون دستم كوتاهه از رفتن اونجا توي اين سياه زمستون و برگردوندن حق فروشنده ، ( دروغ چرا يوخده خجالتمم مي آد )‌  دست ياري به سوي شما دراز مي كنم. هم اكنون نيازمند ياري سبزتون هستم. 
عوضش دعاي خير من هميشه پشت و پناهتون باشه اميدوارم خدا از برادري و خواهر كمتون نكنه.
و اما آدرس : قزوين ميدان عدل فروشگاه  فردوسي

ته نوشت : كارما، يعني بازتاب اعمال ما هر چه كه مي كنيم و هر چه كه مي گوييم و هر نيتي كه داريم ازخوب و بد در همين دنيا به ما برمي گرده ."كارما" مصداق اين شعر است كه مي گويد: هر چه كني به خود كني گر همه نيك و بد كني "

۹ نظر:

پانوراما گفت...

خارخاری عزیزم
همشهری گلم
اصلا نگران نباش
این فروشگاه محترم اینقدر از این شرکت و اون شرکت و ملت بیچاره کنده که هیچ اهمیتی نداره یه ذره اش هم به ایران و مابقی گربه ها برسه
قیمت هاش از همه جا گرونتره
بعدشم برخوردشون با برخی افراد خیلی بده
بعدشم خدا شاهده دلم میخواد ببینی جمع زدن فاکتوراشو!!!!
یعنی فاکتورایی که برای شرکت میفرسته جمعاش اکثرا اشتباهه
÷س خودتو ناراحت نکن !
البته میدونم مشکل از واحد تدارکات محترم خودمون هم هستا!
ولی خب
دست به دلم نذار که دلم خون میباشد بسیییییییییییییییییی
نوش جون ایران و مابقی گربه ها!!!

مارگزیده گفت...

خارخاری نمی خوای ادرس منو عوض کنی؟
صد ساله ادرسم عوضم شده بابا

اوینار گفت...

چقدر سخت می گیرید!
من پست قیلی را هم خوندم. کلا فکر می کنم که شما کار بدی نکرده اید ولی کاره خوبی هم نکرده اید. بهتر بود به مغازه دار می گفتید.
ولی ماجرا انقدرها هم سخت نیست. خودتون را اذیت نکنید.

ناشناس گفت...

اين كامنت خصوصي است تاييدش نكن
از: محمد يك خواننده خاموش
به: خارخاسك جون

:) اين لبخندو ميبيني يك لبخند معمولي نيستا از اون لبخنداي منظور دار و مفهومي هستش (يك ذره شبيه لبخند ژكونداما يك هوا نيشش بازتره)
نه براي داستان دزدي اين حرفا،نه!
فقط مختص اين پست نيست كلا براي همه پستهايي كه مي نويسي منظورمو كه ميفهمي مطمئنم مي فهمي،آره خوده خودشه.
ميدونم به داستانهاي كه از زبان حيوانات گفته ميشه علاقه زيادي داري پس مي خوام يك داستان برات تعريف كنم كه اولش اينجوري شروع ميشه:
يك روباهه بوده كارش خيلي درست بوده يكي از دور هميشه نظاره گرش بود و تحسينش مي كرد....

بهزاد گفت...

حرف از گربه هست بگم که:
"گربه راه و رضای خدا موش نمیگیره"
مطمئن باش اون مغازه دار از فروش اون غذاهای گربه متضرر نشده. و یه کاسه ای زیر نیم کاسه ارزون فروشیش بوده.


هرچند از گربه ها خوشم نمیاد اما وقتی میبینم کسی به گربه های خیابونی غذا میده خوشحال میشم

nana گفت...

جالبه برام. من حتی از کلمه گربه خوشم نمیاد. با شنیدنش در ذهنم یک چیز لاغر و خیس و چندش تداعی می‌شه. حالا یک نفر هست که زندگیش اینقدر گربه ایه! منظورم اینه که گربه براش یک موجود خوشایند است که حضور فعال دارد و دائم هم به این موجود خوشایند رسیدگی می‌کند!!

هومن گفت...

قمی ام که بلتی دایی تقی!!!
(Qomiom ke balati daei taghi e!!!)

مرتیکه گفت...

این جهان کوه است و فعل ما ندا/ سوی ما آید نداها را صدا
مولوی

بابک گفت...

نوش جون ایران خانوم. همین الانی یه فکس از خدا دریافت کردم که گناه ارزان خری شما بخشوده شد. عجب مردم علافی؟! کل مملکتو دزدیدن بردن، اینا اومدن گیر دادن به یه گربۀ بی زبون. خوبه از اونایی که فریاد کردن بپرسی شما خودتان دروغ نمی گین؟ دروغ گفتن که بدتره