۱ مرداد ۱۳۹۰

جدایی سیمین از ....

به آقای خانه می گویم : می دانی سیمین از شوهرش طلاق گرفته؟
می گوید : ای بابا ؛ چرا ؟ عچب زن بی فکری ! فکر بچه اش را نکرده ؟
می گویم : نه بابا شوهرش با یک زن دیگر روی هم ریخته بوده و او مچشان را گرفته است .
می گوید : دم  فرهاد گرم ! جدی ؟ حالا طرف کی بوده ؟
می گویم : یک دختر بیست ويكي دو  ساله  از دانشجوهايش  !
می گوید : ای ول به این می گن مرد .
می گویم : سیمین هم مهریه اش را اجرا گذاشته ؛ خانه را هم که قبلا به نام او خریده بودند صاحب شده . نصف سهم شرکت را هم  وکیل گرفته  و از فرهاد پس گرفته است . ماشین ماکسیما را هم او برداشته . اگر خوب سرمایه گذاری کند  پولدار می شود او هم می تواند برود  با یک مرد  جوان و خوش تیپ ازدواج  کند . چه بشود آن وقت ؟ عجب زنی می شود .
آقاي خانه چپ چپ نگاهم می کنند و می گویند : بله  دیگه وقتی بهت می گم زنها جنبه ندارن خونه و ماشین به نامشون کرد همینه دیگه .

۱۱ نظر:

محسن گفت...

عجب! این آقای خانه مشکوک میزند بدجور. راستی این سیمین از نادر جدا شده?!

خارخاسک هفت دنده گفت...

خودم هم همينطور فكر مي كنم . نه اينجا سيمين از فرهاد جدا شده .

م.طلوع گفت...

عجیبه .همه سیمین ها جدا میشن حالا از هرکی دم دست بود.. ولی این اقای خونه هم یک خونه تکانی احتیاج داره.مخصوصا باید طوری خونه تکانی بشه که حتا ساختار فکریش هم تغییر کنه

میس بانو گفت...

بدت نیاد ها خواهر تقصیر خودته میری واسش فیس بوک وا میکنی نتیجه اش میشه این . این مردها رو باید از هر رابطه ی مجازی و غیر مجازی دور نگه داشت

محسن گفت...

راستی بانو اکانت فیسبوک شما با عکس دست حلقه شده دور درخت چرا دیگه نیست? 2 تا خارخاسک دیگه هست کدومش شمایید?دور درخت چرا دیگه نیست? 2 تا خارخاسک دیگه هست کدومش شمایید?

ملنگ گفت...

به عنوان انسان هميشه ياد گرفتيم كه به احمقانه ترين شكل با هم نوع خودمون برخورد كنيم. به نظر من هميشه (به نظر روانشناسا در بيشتر موارد)عكس العمل هايي كه از خودمون نشون ميديم نتيجه ي ترس و وحشت درونيمون هست... رونوشت به اقاي خونه!

نبات داغ گفت...

والله اگر آقای خانه اینطور فکر نمی کرد مشکوک می زد.
آقای خانه ما که هنوز این داستانا رو براش نگفتی دکترینش همینه اصلانشم عادیه مشکوکم نمی زنه

معمولي گفت...

احيانا از اين دست شوهران دم دست سراغ نداريد؟؟
براي كه مي‌خواهم؟؟
خب براي خودم ديگر مگر ما چمان است؟

خارخاسک هفت دنده گفت...

محسن جان هر کار می کنم باز هم این عکس مونالیزا را بیشتر دوست دارم چاره ای نداری که خودت پیدایش کنی ولی من دوستان را بلافاصله اد می کنم و معلوم می شود کدام هستم .

باران گفت...

من تعجب می کنم چه طور این مرد ها وقتی ازین تز ها می دهند ، سه چهار تا تز ازین ور و اون ورشون نمی زنه بیرون که بخوره تو چشمشون!

pari گفت...

همه ی پست به یک طرف ، بچه ی طفل معصوم یه طرف.

از طلاق متنفرم