۱ اسفند ۱۳۸۸

ایمان بیاوریم به پایان فصل سرد

زنگ ساعت ما خیلی عجیب است . بخصوص صبح ها . من بیش از ده سال است که هر صبح با این زنگ ساعت بیدار می شوم . یک زنگ بلند و گوش خراش که صبح ها به حد جنون آمیزی عصبانیم می کنم . شاید یکبار دیگر هم در موردش چیزکی نوشته بودم بس که این زنگ شخصیت خاص خودش را دارد .
خلاصه این زنگ با همین صدایش بیشتر وقتها من را بیدار می کند ولی آقای خانه قلتی می زند و نیم ساعت بعدش با تشرهای من بیدار می شود .
امروز بعد از بیدار شدن دوباره خودم را به خواب زدم . گاهی این کار را می کنم و بعضی وقتها هم کاملا به ندرت اصلا صدایش را نمی شنوم و خواب می مانم . امروز خودم را به خواب زدم و گفتم ولش کن بابا . وبعد در یک مکاشفه فلسفه ی با خود غرق شدم .
آیا اگر من خودم را به خواب بزنم زمان از حرکت باز می ماند ؟
آیا زندگی جریانش را به خاطر خواب ماندن من متوقف می کند؟
در صورت زنده بودن ! من تا چه وقت می توانم خواب بمانم ؟
آیا ناگذیر به بیدار شدن نخواهم بود ؟
آیا این زنگ تنظیم شده است تا من را بیدار کند ؟
آیا طبق قانون طبیعت برای بیدار شدن زنگهایی از انواعی مختلف می تواند موجود باشد؟
آیا برای پایان هر چیز زنگ بیداری است ؟
بیداری از کدام پایان ؟
آیا برای پایان خواب بودن در هر نوع و هر پدیده زنگ بیداری وجود دارد ؟
آیا فسادو مراحل به زوال رفتن یک چیز می تواند پایان آن چیز باشد ؟
آیا هر چیز فساد پذیر پایانی دارد ؟
فساد هر چیز فساد پذیر را با چه شواهدی می توانیم درک کنیم ؟
اصولا فساد هر چیز فساد پذیر بسته به جنس ، نوع و شکل هر چیز چگونه تعریف می شود ؟
آیا برای آغاز مراحل تخریب از درون و فساد کامل زنگ خطری وجود دارد ؟
آیا اگر این فساد در درون ما یا یک بشقاب خوش مزه ی لوبیا پلو یا لوله کشی فاضلاب خانه یاروند زندگی دونفره یک زوج یا یک حکومت اتفاق بیفتد زنگ خطر چه وقت به صدا در می آید ؟
آیا اگر در هنگام زدن این زنگ خطر خواب بمانیم چه می شود ؟
اگر به درد ناحیه ی سینه ی خود بی تفاوت باشیم چه می شود؟
اگر بوی بد بشقاب لوبیا پلو را استشمام نکنیم چه می شود ؟
اگر به چکه کردن لوله فاضلاب اهمیت ندهیم چه می شود؟
اگر به معاشقه های بدون لذت و حتی با نفرت بی تفاوت باشیم چه می شود؟
اگر تغییرات حکومتی و اعتراضات مردمی را نادیده بگیریم چه می شود ؟
آیا اگر در هنگام زدن این زنگ خطر خود را به خواب بزنیم چه می شود ؟
اگر بیدار شویم آرام بخش بخوریم و دوباره به خواب رویم چه می شود ؟
آیا روند فساد وسرعت فساد تغییری می کند ؟
گیرم که من خواب باشم . یا خودم را به خواب بزنم . چیزی که در جریان است ماورای قدرت من است تابتوانم تغییری در آن بوجود بیاورم .این چیز زمان و مکان است که نمی تواند در حبس قدرت هیچ من یا حکومتی باشد . شاید بتوان با بعضی ترفندها مدتی درد را تسکین داد .
اما..... تا کی ؟
من بسیار خوش بین هستم به پایان فصل سرد.
البته ممکن است پشت آن ، فصل های سرد تر دیگری باشند اما این فصل سرد تمام می شود ایمان دارم زیرا زنگها به صدا در آمده اندو ما صدایشان را شنیده ایم هر چند آقای خانه خودش را به خواب زده باشد .

۱ نظر:

مسافر گفت...

خودخودش بود