۱۳ بهمن ۱۳۸۸

قدرت زنها

در محل کارم دو آبدارچی داریم 0( این آبدارچی ها خصایصی دارند که حیف است سرسری از کنار شخصیتشان رد شویم ).
یک از آنها خانم است و دیگری آقا . یکی وظیفه شناس و منظم . دیگری ولنگار و از همه چیز منزجر. آن یکی که وظیفه شناس است مرد است . استکانها را هر سری که می برد اسکاچ می زند . دستمال می کشد . قندانها همیشه پر هستند . چایش هیچ وقت نجوشیده عطر و رنگی می دهد که نپرس گویی خود خود دارجلینگ است که همین دو سه ساعت پیش با پنج فیل از هندوستان آوردندش . چای اضافه که از او بخواهی هنوز تلفنت را زمین نگذاشته ای با سینی چای پشت در است .
و این یکی که ولنگار است زن است .چایش بوی روغن سوخته می دهد . یا یک وجب چربی رویش را گرفته یا کف کرده است . اگر یک چای اضافه از او طلب کنی دستش را به کمرش می زند و می گوید مگر من نوکرت هستم - همین یک ساعت پیش چای خوردی - کلیه ات می ترکد بس که این کوفتی را می کنی توی معده ات .اصرار کنی چای را برایت می آورد اما نزدیک است که با سینی توی سرت بکوبدش . استکانهایش بو می دهند . سال تا سال مایع ظرفشویی که هیچ آبشان هم نمی کشد . لگنی دارد توی ظرف شویی از دو سال پیش آبش کرده هر بار که لیوان یا استکانی را برای چای آوردن می برد اگر یادش بماند یک بار می زندش توی لگن و در می آورد . خلاصه خانم که نه خانم خانمهایی ست برای خودش .
خانم آبدارچی یک شوهر دارد بی عار . معتاد همه ی بار خانه به دوش خانم است . می برد . می آورد . کار می کند . خودم یک بار شاهد بودم شوهرش را که برای گرفتن خرج اضافه به سراغش امده بود با لگد از آبدارخانه اش بیرون انداخت .
اما آقای آبدارچی برعکس خانمی دارد عینهو گرز رستم . ستپر . بزرگ . قلمبه . به نکیر و منکر گفته است زکی . عصبانی مزاج . ترش رو . دست به زن دار . می آید حقوق شوهر را شخصا از اداره تحویل می گیرد همانجا می شمرد خرج راه شوهر را به او می دهد و می رود خانه .
گاهی من فکر می کنم . چه چیز باعث این همه تفاوت شده است . عوض شدن نقشها و اختیارات / یا قدرت زنها .

هیچ نظری موجود نیست: