۱۴ شهریور ۱۳۸۹

لئوناردو داوینچی پنهان پشت تابلوها

هميشه لئوناردو داوينچي را دوست داشته ام . در سخت ترین شرایط زمانی  در آن روزگاران که کلیسا دست و پا و دهان هنرمند و خواننده و نویسنده را می بست و می شکست تا  چیزی خلاف آنچه آنها می گویند ،  نکشند و ننویسند و نگویند ، او ایستاد و  خودش ماند . داوینچی می دانست اگر بر خلاف آن چیزی که کلیسا مقدسش کرده است چیزی بِکشد او را ملحد و کافر و محارب می نامند  و به آتش خشم می سوزانند . این بود که شیوه ای دیگر جست ، او پنهان کاری کرد ، درهر اثری که از خود بر جای گذاشت درصدی از آنچه  آرزوی گفتنش را داشت ،  کشید . چنان که هنوز هنرمندان و کاوشگران در جستجوی آنند که بدانند او چه رازی را در دل نقاشیهایش پنهان کرده است .همین نقاشی مونالیزا چه بسیار محل شک است .  تصویری از یک زن بدون ابرو با لبخندی که خیلی ها بسیار تلخ می بینندش . خیلی ها بسیار شیرین . بزرگترین سوال این است آیا لئوناردو خود را پشت چهره این زن  پنهان کرده است ؟
 ( نشود بنشینید فکر کنید من پیرو مثلا فرقه قرمطی هستم ، مردی سبیل کلفت که لباسی زنانه پوشانده تا حرفهای بی باکانه بزند . باور کنید من هنوز زن هستم . صرف نظر از اینکه نوشتن کارکتر مردانه ماشال   خیلی برایم دلچسب بود .)
 اینها را نوشتم تا بدانید چرا مونالیزا را دوست دارم مونالیزا فریاد مردی است که می خواست حرف بزند بدون آنکه به بهانه ای ناچیز کشته شود . فریاد مردی که  ناچار بود از سوی دیگر لوله به زندگی نگاه کند  بزرگترین راز زندگی داوینچی شاید این بود که می دانست مسیح پسرخدا نیست  و مانند آدمیان می توانست زنی را عاشق باشد .

۸ نظر:

یازده دقیقه گفت...

منو یاد کتاب راز داوینچی انداختین..خوندین؟

خارخاسک گفت...

بله حتما خوندم یازده دقیقه .

مداد گلی گفت...

اصلا همین مرموز بودنش بود که کتاب قشنگی کثل راز داوینجی از کار در میاید.

ملنگ گفت...

و خارخاسك هفت دنده اي هم پنهان پشت نوشته هاش كه در هر نوشته درصدي از انچه را كه ارزوي گفتنش را دارد مينويسد .
بزرگترين راز زندگي شمام شايد همون عقل گرايي و حقيقت بيني هست.

xatoun گفت...

هر وقت اسم لئوناردو داوينچي مياد ياد سالها پيش مي‌افتم كه راهنمايي مي‌رفتم و شبا سريالي در مورد زندگيش رو پخش مي‌كرد و من تابستون آبله مرغون گرفته بودم و داشتم سريال مي‌ديدم و از شدت خارش گريه مي كردم : (

نازنین گفت...

مگه ماشال تویی؟؟؟؟؟!!!! :دایره

مسیح ابراهیمی گفت...

سلام
متن جالبیه
به این آدرس بیا حتما در مورد لئوناردو بیشتر
خواهی دانست ...
http://www.cloob.com/clubname/DavinciWorkshop
http://www.cloob.com/clubname/leonardodavinci
http://www.cloob.com/clubname/leonardodavinci

پژمان گفت...

راستش من اطلاعات زیادی از این که داوینچی آیا واقعا فکر می کرده حضرت عیسی زن داشته، ندارم. اما به چند دلیل فکر می کنم اون همچین فکری نمی کرده. یکی این که (فکر کنم شنیدم که) این عقیده که حضرت مسیح زن داشته و این گروهها ساخته ذهن نویسنده هستند و هیچوقت وجود نداشتند. یکی دیگه این که توی همون نقاشی که میگن اونی که کنار حضرت مسیح هست زنه، یکی دیگه هم این طرف هست که کاملا شبیه زنهاست. چرا کسی از این یکی حرفی نمیزنه؟ حتی در داستان. (شاید چون حرف زدن از این یکی به نفع روند داستان نبوده)
نمیگم این که داوینچی فکر می کرد حضرت عیسی زن داشته حقیقته داره یا نداره، فقط می گم داستان "راز داوینچی" چندان مستند نیست.
در ضمن، برخی چیزها مثل ابروی تراشیده مونالیزا که برای ما مرموزه، چندان پیچیده نیست. در اون دوران ابروی تراشیده مد بوده. ممکنه به نظر ما مسخره بیاد، اما حتما به نظر اونها زیبا بوده.
من از دوستداران نوشته های شما هستما. این مخالفت هایی که می کنم فقط برای اینه که از مرموز کردن آثار هنری خوشم نمیاد. از همین دست حرفها رو راجع به نگارگری ها هم میزنند. تبدیل به یک سبک شده که ناتوانی نگارگر در کشیدن تصویر سه بعدی رو نام بگذارند "نمایش عالم مثل" و بگن اون می تونسته سه بعدی بکشه و نمی خواسته!
دلیل اصلی بزرگ بودن کار داوینچی رمز آمیز بودنش نیست. دلیل اصلیش این نیست که (به قول راز داوینچی) نصف مونالیزا مرده و نصفش زن! دلیلش اینه که داوینچی در دوره ای این طرح رو که کشید که تمام آثار محدود به فرشته ها و حضرت عیسی و درباریان می شد. دوره ای که تا اون روز هیچ نقاشی چهره ی یک زن ناشناس رو نمی کشید. داوینچی اولینش بود. داوینچی از حصارها رد شد و کاری جدید کرد.
اما هر چیزی که در داستان راز داوینچی از زبان داوینچی گفته میشه دلیل نمیشه که درست باشه (مثل این که داوینچی اعتقاد داشت مسیح پسر خدا نیست) و البته منظورم این نیست که هرچیزی که در داستان گفته شده دروغه.
ببخشید بابت لحن شاید خشنم، که دلیلی بر خشونتم نیست و تنها می خواستم حرفم رو تند تند بزنم ;)