۴ اسفند ۱۳۸۹

نعره های ابر بهاری

روز اول مدرسه از آن دست بچه هایی بودم که نعره می زنند و مثل ابر بهار اشک می ریزند که باید مامانمان یک قدم از ما جدا نشود . نمی دانم دلیلش چه بود شاید هم خاطره فرارازآمادگی بخاطر آن  جیش کوچک سر کلاس باعث دلشوره ام شده بود . خلاصه مادرم یک هفته تمام دوشادوش من در کلاسهای درس حاضر می شد و لوحه می نوشت . یک جورهایی احساس می کردم از این کار خجالتش می آید . هفته دوم فاصله اش را از من بیشتر کرد دو نیمکت آنطرف تر نشست . هفته سوم ته کلاس بود . دوهفته همانجا نشاندمش بعد اجازه دادم برود توی حیاط  زیر پنجره جایی که من وقتی بلند می شوم بتوانم ببینمش بنشیند پنج دقیقه به پنج دقیقه هم کنترلش می کردم که از آنجا تکان نخورد . یکی دو روز بعد اما ؛آرام آرام فاصله اش را از پنجره بیشتر کرد تا  دم در حیاط رسید و بعد هم ناپدید شد و مرا در دنیای بی رحم مدرسه بدون پشتیبان رها کرد .
دیگر کسی با من کاری نداشت تا دوران دبیرستان .نمی دانم چه شد که از دوران دبیرستان ورق برگشت . خدا شاهد است هر جای کوچکی که می خواستم ثبت نام کنم پدرم با من می آمد . کلاسهای نقاشی ؛ مدرسه هنر و ادبیات  ؛ کلاسهای فیلمنامه نویسی ؛ ثبت نام دانشگاه تا مقاطع بالا.همیشه از حضور پدرم وقت ثبت نام  خجالت می کشیدم ازاینکه  می آمد و مرا می سپرد دست ناظم مدرسه ؛ مسئول آموزشگاه ؛ مدیردانشگاه و می رفت یک جورهایی احساس نا امنی می کردم . از این که آنها تعهد داشته باشند خوب مواظب من باشند استفراغم می آمد . به جرات می توانم بگویم یکی از سوابق بد تحصیلی من همان زر زر زدنهای روز اول مدرسه بود که داغ ننگش را تا دوران دانشگاه با خود یدک کشیدم .

۹ نظر:

1shalgham گفت...

چیزی که عوض داره گله نداره والله
چیزی که عوض داره گله نداره بلا

همون طوری که شما مامان رو مجبور می کردی همراهیت کنه
این دفعه مجبور بودی حضور پدرت رو تحمل کنی
و چه قدر هم بده این حرکت
که یه نفر همراه داشته باشه
حالا پدر برادر مادر
فرقی نمی کنه
استقلال و ازادی ادم به مخاطره میوفته

آروما گفت...

بعله خارخاسک خانوم !اینه که میگن چیزی که عوض داره گله نداره !:D

jik jik گفت...

این که خوبه من یه بار با یه کلاس پسر عمرانی دعوام شد مامان بزرگم میخواست عموم رو بفرسته حالشونو بگیره ;)

م.طلوع گفت...

یعنی چی؟اینکه هر کس هر وقت نعره زد یا بقول شما زر زد باید تا ابد تاوان پس بده.اونم نه خودش که همه هم باید در تاران پس دادن شریک باشن؟

24 گفت...

داره بلاگت خلوت میشه خارخاسک :(

ناشناس گفت...

Awesome website !
[url=http://sportingbetuk.info]sportingbet uk[/url] - they have interesting promos now, get bonus from first deposit ! Awesome poker rooms, and a lot of casino games.

بخشی گفت...

از آنجا که آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند-به قول یه بنده خدایی پس هر چه می کنه غلط نیست و درسته- ما و وابستگان همچنان با وبلاگ شما راحت ارتباط برقرار می کنیم.

ناشناس گفت...

اطلاعیه گروه 25 بهمن و ستاد راه سبز:

در سه شنبه های اعتراض همه با هم برای تحقق دموکراسی در ایران و رفع حصر خانگی رهبران سبز در میادین مهم شهرها گرد هم جمع می شویم
.
10 اسفند( شب تولد میرحسین موسوی)
17 اسفند( روز جهانی زن)
24 اسفند ( چهارشبنه سوری)

mahboobeh گفت...

برو فیلم "روزی که من زن شدم" را ببین. ما از یک روزی یا از یک سالی‌ بی‌ مقدمه "زن" می‌شویم بی‌ آن که بدانیم! و از اون روز باید مواظبمون باشند! و از اون روز باید خیلی‌ کارا رو نکنیم و خیلی‌ کارا رو بکنیم. یعنی‌ یک جورایی خودمون هم مواظب این " زن" وجودمون باشیم.مواظب اون یک نمیدونم چه "گوهر "ی که از یک روزی از یک نمیدونم کجایی میاد توی وجود ما!!!