۱۲ دی ۱۳۸۹

زنها و مردها

چند ماه پیش مادر ِ آقای خانه  هموروئیدشان ( همان بواسیر خودمان ) مشکل پیدا کرد . گشتم یک دکتر خوب پیدا کردم بردمش  . همین که رسید به اطاق انتظار و فهمید دکتر مرد است پا پس کشید گفت : وا  من سرم برود حاضر نمی شوم ماتحتم را بدهم دست یک مرد نامحرم  معاینه اش کند.
گفتم : مادر جان بی خیال این آقای دکتر جای پسر کوچک شماست .
گفت : دیگر بدتر من کجا تا به حال  مشکلم ؛ را داده ام پسرها ببینند که حالا اجازه بدهم این آقای دکتر بیاید معاینه اش کند ؟
خودم بی خیال شدم عاقبت گشتم و یک خانم دکتر خوب برایش پیدا کردم و بردمش او هم رضایت داد آمد مشکلش را داد زیر تیع جراح و خلاص .
یک هفته پیش پدر ِ  آقای خانه  را عمل کردند . پروستاتش بزرگ شده بود . آوردندش خانه دو روز بعد دم و دستگاهش عقونت کرد  . دوان دوان برداشتیمش بردیمش دکتر ؛ از قضا دکترش خانم دکتری تحصیل کرده ی آمریکا بود هم سن و سال خودمان از دوستان قدیم ،  برای آنکه حق دوستی  به جا بیاورد  پدر ِآقای خانه  را خواباند و دستکش دستش کرد و یک  ساعت تمام مسائل ! او را  وزن کرد و اندازه گرفت و کشید و وپیچید و خم کرد و عاقبت هم نسخه را  پیچید .
پدر  را که به خانه آوردیم شاکی شد که خانم دکتر خوب معاینه اش نکرده است . گفتم : بابا جان هم من شاهد بودم و هم آقای خانه خانم دکتر چیزی از معاینه شما کم نگذاشت .
پدر گفت : ای بابا چقدر بی سرو صدا  پس چرا من چیزی نفهمیدم ؟

هیچی ،  این را نوشتم که پیش خودم تجزیه و تحلیلی کرده باشم از تفاوت زنها و مردهای قدیمی خانواده  آقای خانه . منظور دیگری نداشتم .

۳۱ نظر:

بخشی گفت...

حیف شد شرط نبستم.
تقصیر شوهر مرده شور بردشه که مثل یکی من نیست یه ربع صبر کنه ببینه نمی رم سراغش مثل بچه آدم خرو پفش به هوا بره.
رفیقم رو می گم که با هم نوشته هاتو می خونیم و در موردش گفتمان می کنیم
تا این موقع شب جنایت و مکافات می شه اگه پشت کامپیوتر بشینه
بهش گفتم پست بعدیت عنوانش هست زنها و زنها/ اما خوب شرط می بستم هم می باختم فقط شبیه بود
سه بار خوندم فکر کنم پدر حق دارن!

ناشناس گفت...

حداقل قدیما زنا ایجوری بودن اگه مردا نبودن. حالا زنام به مردا پیوستن!
که البته تقصیر مردا می دونم اینو!


همیشه متنفر بودم که تو وبلاگ ها نظر بذارم که بیاین منو ببینین! آدرسم رو بچسبونم بهش و پست کنم به این امید که چهار نفر بیان.
اما حالا؟ دارم دقیقا همین کار رو میکنم. این روزا عطش زیادی برا خونده شدن دارم. برا انتشار، برای دیده شدن. از کجا اومده نمی دونم. این روزا شدیدا به نظر دیگران نیاز دارم! هیچوقت اینجوری نبودم. به هر حال حالا اینجام و دارم می نویسم.
http://www.matrixworld.persianblog.ir

قاصدک گفت...

همچین دو روز به وبلاگت سر نزنم دوباره سر از پایین تنه در میاری. بعد اسمش میذاری تجزیه تحلیل و این حرفا.

ناشناس گفت...

ای ناقلا

موش مرده گفت...

خانوم بیخود شلوغش نکن
معلومه از اون دوره هاییه که دل خوشی از آقای خونه نداری مدتیه بهش گیر دادی هی داری قلمبه بارش می کنی.
برو دلخوریتو صریح بهش بگو اگه قلدره و آدم نمی شه طلاق بگیر. اگه بخاطر بچه ها مجبوری فعلا بسوزی و بسازی یه سفر کوتاه برو یه کتاب با حال بخون استخر برو. هر کاری دوست داری بکن فقط اینروزا تلوزیون نبین.
هیچی خواستم بگم راه خوبی برای تلافی با آقای خونه رو در پیش نگرفتی.منظور دیگری نداشتم

1shalgham گفت...

فکر کنم انتظار داشت بیشتر بهش برسه دی:
اقایون قدیم و جدید ندارن همه امروزین

اعتقادات ادما خیلی تو زندگی و مسائل و روابط شون تاثیر داره
خصوصا قدیمی ها که دیگه هیچی
این قدر متعصب و حساسن روی این مسائل
زندگی رو برای خودشون سخت می کنن
والا هیچی نیست

سیدوحید گفت...

من فقط دو سوال داشتم :
اول اینکه شما پدر آقای خانه را قصدآ بردید پیش یک دکتر خانم یا همینطور اتفاقی این کار انجام شد ؟
دوم اینکه آیا شما هم وقتی که خانم دکتر معاینه میکرد همینطور ایستاده بودید و نگاه میکردید خارج از عرف دیپلوماتیک که باز بعدآ به پدر آقای خانه توضیح دادید که خانم دکتر خوب معاینه تان کرد ؟

سراب ساز سودا ستیز گفت...

شما با این پست فقط نمونه ای آوردید از چیزی که تمامی ما می دانیم. دیدگاه زنها و مردها نسبت به بدنشان کاملا متفاوت است. نگاهی که هر دو جنس به پوشیدگی دارند از همان ابتدا، بر اساس سنت و مذهبمان متفاوت است. این می شود که دختر حجاب دارد سر تا پا و پسر شلوارک و رکابی به تن می کند. این است که دختر کاری می کند و جلف می شود و پسر همان کار را می کند و تیز و زرنگ می شود. خانمها و آقایان خیلی خیلی فرق دارند. در جایی مثل کشور ما، کمی هم بیشتر!!

الف.رها گفت...

با حال بود

میثمک گفت...

احتمالا این مهندسه گلوش گیر کرده که اینقدر حرف میزنه عینهو خانباجی ها !

provirus گفت...

Che khoshesh umade :))

فرشته گفت...

Fantastic

سیب زمینی گفت...

بر همگان مکشوف گشتندی که خارخاسک علیا از نوشتن این پست ها هیچ منظور دیگری ندارد!و لاغیر
حالا مثل پست های قبلی اگه ما بپرسیم ماتحت یعنی چه؟( اشاره به شب چره) شما یه پی نوشت اضافه می کنی و توضیحات لازم رو دربارش می دی؟
نظرت درباره زن ها و نامردها چیه خاری جون؟ راستی این آقای خانه شما وبلاگی چیزی ندارند؟

ناشناس گفت...

مي شه جاي پدر آقاي خانه با مادرش رو جابه جا كرد مثلا فرض رو براين بگيريم كه پدر اجازه نده يه خانم دكتر معاينه اش كنه شرم داره،مادر هم بعد از اينكه يه آقاي دكتر مداواش كرد بگه آقاهه خوب مداواش نكرده،نظرات ديگران:زنيكه سن و سالي ازش گذشته پاش لب گوره خجالت نمي كشه و در مورد پدر آقاي خانه هم گفته مي شه چه مرد بي عرضه اي،آخه مرد هم انقدر بي دست و پا مي شه!

نیم تنه گفت...

چند وقت پیش توی اخبار شنیدم که میگفت دانشمندان ژن خیانت رو در مردان پیدا کردن. این ژن که تمایل به چند همسری و رابطه جنسی با چند زن رو توی مردا تحریک میکنه تا حالا در هیچ نمونه ی مشاهداتی مونثی دیده نشده.
خواستم بگم اگر این رفتار مردا برآمده از طبیعتشون باشه چی؟ خودمم نمیدونم جواب این سوال رو چی باید داد

لی لی گفت...

شنیدین میگن آدما از نظر نوع دیدشون دسته بندی میشن. بعضیا دید عقلی دارن- بعضیا دید عرفانی- بعضیا تجربی- بعضیادید ولایی- و ... شما هم کلا دیدت از کمر به پایینه!:))
هر وقت میخوام حال و هوایی عوض کنم میام اینجا!

ناشناس گفت...

وبت رو دوست دارم....به منم سر بزنید.....دوس دارم تنهاییمو ببینید.....mmarmoolak.blogfa.com

Asalbanoo گفت...

"ای بابا چرا بی سر و صدا". مگه میخواستن چه کنن که سر و صدا کنه :))

فائزه گفت...

سلام واقعا زیبا مینویسید
با پستی راجع به جاذبه های گردشگری آپم
تشریف بیارید

شادی گفت...

ببخشینا پابرهنه پریدیم تو وبلاگتون...


خیلی جالب بود...

شوفر هواپیما گفت...

با تبادل لینک موافقید؟ چشمک
تشریف بیارید یه تک پا!
از آشناییتون خوشبختم به من هم سر بزنین!
خوشحال می شم به دنیای ما هم سر بزنید!
اینجاست که جای شما خالیست!
منتظر نظر زیباتون هستم یادت نره. آیکون گل و بلبل!
بیا وبلاگ من!
منوخبر کن تا شما رو لینک کنم!
.
.
.
خدایا شکرت
خانومی یه چیز دیگه بنویس حوصله ام سر رفت

زاغچه گفت...

دنده به دنده بشی ایشالا!
به نظرت رک نوشتن سخته یا کنایه آمیز نوشتن؟ خب این همه ما نظر می دیم،کامنت می ذاریم، یه بار هم شما نظر بده

کودک گفت...

خارخاسک عزیز
در وبلاگ گشتی از وبلاگها پستی در رابطه با وبلاگ شما نوشته ام خوشحال می شوم به وبلاگ گروهی ما سر بزنید.
موفق و موید باشید
کودک

راد گفت...

متاسفانه؛بسیاری از خوانندگانتْ عُقدهء جنسی دارند.بعید نیست که بواسیرِ خانم بزرگ را به بی حسیِ آقا بزرگ ربط بدهند؛برای مثال یکنفر نوشته که دوباره رفتی سراغ پایین تنه.

خارخاسک هفت دنده گفت...

زاغچه گفت...
دنده به دنده بشی ایشالا!
به نظرت رک نوشتن سخته یا کنایه آمیز نوشتن؟ خب این همه ما نظر می دیم،کامنت می ذاریم، یه بار هم شما نظر بده

من که نوشتم اول من حرف می زنم بعد من ساکت می شم شما حرف بزنید .

خارخاسک هفت دنده گفت...

راد گفت...
متاسفانه؛بسیاری از خوانندگانتْ عُقدهء جنسی دارند.بعید نیست که بواسیرِ خانم بزرگ را به بی حسیِ آقا بزرگ ربط بدهند؛برای مثال یکنفر نوشته که دوباره رفتی سراغ پایین تنه.


آی گفتی من موندم چی بنویسم که بعضی دوستان به پایین تنه ربطش ندن .
متاسفانه عده ای همه ی پایین تنه ها را هم به 3ک3 ربط می دن و دل آزرده می شن !

خارخاسک هفت دنده گفت...
این نظر توسط نویسنده حذف شده است.
قاصدک گفت...

شکلک خشم همراه با ریتم گرفتن روی میز!

لیلیت گفت...

شما هر چه بنویسید ما با لذت می خوانیم مسائل مربوط به پایین تنه هم مثل بالا تنه مهم است فقط در فرهنگ ما هنوز یکی را باید پنهانی گفت و همین میم شود که هزارتا مشکل و بدبختی از توش در می اید شما صاحب اختیارید هرچه دلتان خواست بنویسید و به حرف های هیچ احدی هم گوش نکنید اگر نهی تان کرد. این پست هم بسیار عالی بود
با دوستی

لیلیت گفت...

راستی اجازه هست شما را به پیوندهای روزانه بیافزایم؟

شادی گفت...

من هم باور نمی کنم شما ایستاده باشید دم و دستگاه پدر اقایتان را به هنگام معاینه تماشا کرده باشید و تازه این را هم به خود قربانی گفته باشید! واقعی به نظرم نمی اید. اما خنده دار بود. مرسی.