۱۶ دی ۱۳۸۹

خارخاسک هفت دنده و ساسی مانکن

یکی از همکارانم جوان بیست و شش ساله ای است که از شوخ و شنگی لنگه ندارد .
همین مرد جوان بود که به من یاد داد برای مردها جای مادرتم و جای خواهرتم و به من به چشم مادربزرگت نگاه کن حتی ؛ بی معنی و بلکه در برخی موارد مضحک است .
 گاه گاهی به اتاق من می آید و وقتی مرا سر در کامیپوتر و سخت مشغول محاسبات ورود و خروج و گرفتن آمار موجودی انبارها می بیند  می گوید : چه خبر اینترنت ؟
من ناچار صفحه محاسبات را می دهم پایین و گودر را می دهم بالا و می گویم : خبری نیست همان اخبار همیشگی .
چند باری هم برایش متنهای این و آن و حتی خارخاسک هفت دنده خوانده ام .
از بعضی نوشته های من خوشش می آید . یکبار وسوسه شدم در جواب این که پرسیده بود خدایی اینها کی هستن این چیزها رو می نویسن ؟
بگویم : خارخاسک هفت دنده که من هستم دیگران را نمی دانم .
او هم نامردی نکرد بعد از  منفجر شدن از خنده گفت :  ای ول بابا باشه قبول  ؛ خوبه ؛ شما هم یه چیزی هستید . من هم ساسی مانکن هستم  بعد هر دو شاد شدیم و نیم ساعت  از ته دل با  هم خندیدیم .

۱۴ نظر:

1shalgham گفت...

خدا برای هم حفظتون کنه

داوود خان گفت...

منم باشم باور نمي‌كنم، اينقدر قشنگ مي‌نويسي كه باور كردن اينكه نويسنده اي وجود داره سخته!

فرشته گفت...

هه هه !
سلام مارو به ساسی مانکن برسونید ÷س خارخاسک عزیز

rohollah گفت...

سلام
ايني كه گفتين يعني چي؟!
يعني شما شبيه‌ خارخاسك نيستين؟!
خيلي ناقلائين كه نوشته‌هاي خودتون رو در دنياي واقعي هم تبليق! مي‌كنين ;)

نسرین گفت...

"برای مردها جای مادرتم و جای خواهرتم و به من به چشم مادربزرگت نگاه کن حتی ؛ بی معنی و بلکه در برخی موارد مضحک است ."خیلی نکته ی مهمی بود...

ناشناس گفت...

aval aval!!!!

ناشناس گفت...

اگه اداره ما انبار اینا داشت شک میکردم که همکار باشیم. آخه یه خانومه هست ما میریم تو اتاقش سر به سرش میذاریم. خیلی هم زشته!

ناشناس گفت...

نذاشت اسممو بنویسم
Mr.Karmand

لی لی گفت...

یه عکس از خودت بزار یه کم بخندیم=))

زاغچه گفت...

قربون برم شما رو
اتفاقا دیگران که معلومن کی هستن، ما موندیم تو کار شما با این قلم جادوییت صد تا وبلاگ هم که بخونیم باز هیچ چی خارخاسک هفت دنده نمی شه
موفق تر باشی عزیز

مداد گلی گفت...

همین نوشته را که براش بخوابی بعدش اگر بگویی خود انجلینایی هم قبول می کند...

نبات داغ گفت...

خار خاری بنظر می رسه هکت کردن!

شادی گفت...

شاید همون بهتر باشه که ندونه...

ببخشینا پابرهنه پریدیم تو وبلاگتون

بخشی گفت...

خوش به حالت. برای همه اینطور نیست منظورم دید مرد ها به زن هاست.
منو از 18 سالگی بقال و چقال و بلیط فروش میدون آرژانتین و حتی کارمندهای پشت کانتر فرودگاه صدا می زنن حاج خانم! آیکون دق کردن