۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۰

از درد دلهای بیزقولک با آقای خونه

بیزقولک : بابایی ؛ مائده به من می گه بزغاله .
بعد من که میگم خودتی  عمته ؛ خالته ؛ باباته ؛ داییته میره به خانووووم می گه .
بعد خانووو م من رو دعوا می کنه .
بعد من باهاش قهر می کنم .
اونوقت که می بینه من محلش نمی دم ؛ می آد میگه بیزقولک بیا با هم دوست بشیم دوباره ! بیا بریم خونمون .
بعد من که می رم خونه شون تا باهاش دوست بشم ؛ حالا بی اجازه مامان !
مامان من رو دعوا می کنه .
بابایی ؛ چرا همش باید همه من رو دعوا کنن ؟

آقای خونه : بیزقولک بابایی زنها همشون همینطورن همه اش آدم رو دعوا می کنن .

۵ نظر:

محسن گفت...

کلا خانواده باحالی دارید بانو.مرحبا

مجتبی جوانی گفت...

خب تقریبا با آقای خونه موافقم.
در واقع زن ها همش آدم رو دعوا میکنند
(نیشخند)
این بیزقولکم خوب سرش تو حساب کتابه ها
(نیشخند)

میم گفت...

منم زنم،ولی راست می گه!زنها خودشون هم دعوا می کنن:)

مهشید تبدار گفت...

:))))))))))))))))))))

میم گفت...

:))راست می گه