۱۷ مرداد ۱۳۸۹

گرگ در گله

اگریک گله گوسفند بودیم ؛ یا یک گله  بز کوهی ؛ یا یک گله  غزال تیز پای  سیه چشم ِ آزاد  ؛ یا هر چهار پای بی آزار حلال گوشت دیگر  رها  در کوه و کمر  چه چیز برای ما می توانست عجیب باشد  ؟
تجسمش سخت است اما  آنچه مسلم است  تجسم  یک عده گرگ یا یوز یا کفتار یا شغال یا هر چهار پای حرام گوشت دیگری میان ما  که با ما  بدوند و بجهند و بچرند و همان کاری را بکنند که ما  می کنیم  و مثل ما باشند کلا ؛ مسلم است که غیر قابل باور است  در باور گوسفندی ؛ بزی ؛  غزالی و حلال گوشتی ما  .
پس اگر چنین اتفاقی افتاد یعنی حرام گوشتی را دیدید که به صف حلال گوشتان پیوست و ماهیت خود را یک شبه عوض کرد بدانید که یا معجزه ای به وقوع پیوسته و یا این حیوان حرام گوشت اصلا حیوان نیست انسان است . چون تنها انسانها هستند که می توانند با پیشه کردن دروغ و ریا ؛ حلال و حرام بسازند  ؛ خوب و بد ؛ زشت و زیبا و راست و دروغ را وارونه جلوه دهند .
من  عروسی های بسیاری رفته ام ؛ جشن های شاد بسیاری دیده ام که آدمها از زن و مرد در آن شاد بوده اند و رقصیده اند . در همین مجالس دیده ام زنهای محجبه یا مردها تسبیح به دستی را که یک گوشه نشسته اند ؛ خندیده اند و شاد بوده اند . یا حتی به شیوه خودشان حرکات موزون داشته اند ! و شادی کرده اند . بدون اینکه حضور این آدمها که مثل خودشان نیستند معذبشان کند . تعجب من در پست قبل دیدن رقص و پایکوبی آدمها در یک مهمانی شاد که لازمه اش شاد بودن است نبود ؛ تعجب من از حضور آدمهایی بود که از جنس دیگری بودند و در این مجلس همان کاری را می کردند که  ما آدمهای معمولی می کنیم   . تعجب من از ریا کاری این آدمها بود اینجا جانماز آب کشیدن برای مردم  عادی و آنجا عروسی  چند صد میلیون تومانی گرفتن و رفتن   .
اینجا محروم کردن مردم از شادیهای کوچک و آنجا شادی کردن آزاد .

۱۲ نظر:

Armin گفت...

و صد البته مشت نمونه خروار...

خارخاسک گفت...
این نظر توسط نویسنده حذف شده است.
نوشا گفت...

بی خود نبود که حافظ میگفت :
واعظان کین جلوه در محراب و منبر می کنند/ چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند

ملنگ گفت...

ميدوني چي واسم اين وسط جالبه؟
اين تعجب از رياكاري.هميشه توي كتابا درموردش خونديم تاريخمون پر از اين رياكاريها و دوروياست ولي وقتي خودمون باهاش مواجه ميشيم به قول شما تعجب ميكنيم انگارفراموش كردن واسه ي ماها اسون تر از عادت كردن به رفتار هايي كه توي دنياي ادم نماها جاودانست وغير قابل تغيير.

آباژورمن گفت...

وااای! تا حالا تو عمرم این همه نظر نذاشته بودم!
الان خارخاسک خونم اور دوز شده! :D
می دونی دلیلش چیه؟ برا اینکه مجبورمون کردن ریا کنیم... رییس فلان بخشی؟ باید ته ریش داشته باشی،خودشونم یه حاجی میزنن تنگ اسمت!! بعد کم کم میبینی گم شدی تو این نقشی که به زور چپوندت توش!
باید کار کنی، خرج زن و بچه تو کی بده پس...؟

یه زن گفت...

چی شد؟! من نفهمیدم !!!! مگه کسی گفته که چرا تو از شادی آدمها تعجب کردی و عروسی ندیده ای ؟
من که نفهمیدم! اما حق با توهه ..امان از ریا کاری های تنگ نظران!!!!!

ناشناس گفت...

بقول لیمو شیرین اینها همانهایند که تا همین چند سال پیش عروسی های مردم را به عزا تبدیل میکردند و کاتولیکتر از پاپ یا بقول خودمان کاسه ی از آش داغتر شده بودند و حتی اگر میگفتند بروید کلاه بیاورید ، سر می آوردند !
اینها همانهایی هستند که نوار های موسیقی و ترانه را تووی ماشین ها میگرفتند و چند تا چندتا روی هم گذاشته و با پا روی آن می کوبیدند تا خرد و خاکشیر شود - البته بعدها زرنگ شدند و برای خود یا دوستانشان بر میداشتند - همانهایی که اجازه ی پخش ترانه آنهم با یک ضبط صوت فکسنی هم ، در عروسی ها هم نمیدادند که گناه دارد . غنا حرام است ، لهو و لعب حرام است . مطرب که ابدا" . ارگ که اصلا . رقص که اسمش را نیاورید . مشروبات الکلی که واویلا .
بخاطر اینهاست که دیدنشان در عروسی هایی اینچنینی و رفتار و کردار آنچنانی شان تعجب بر انگیز است و گرنه تا باشه شادی باشه و تا باشه رقص و آواز و بزن و بکوب حتی با همین آدمها اگر براستی از گذشته شان شرمنده و پشیمان باشند . اگر بابت کارهای گذشته شان بخصوص بابت سالیانی که شادی را بر این ملت حرام کردند - که هنوز میکنند ! - از مردم حلالیت بطلبند . آنوقت است که شاید بتوان رقص آنها را دید اگر چه بنظرم محال است حالا حالا ها کسی با اینها برقصد . محال است کسی رقصنده با گرگ شود !

ناشناس گفت...

میون ِ کلومتون، این فونتی که توی این پست انتخاب کردید خیلی خوبه همیشه از همین استفاده کنید ، بله میفرمودید ...

سپیده گفت...

سلام
یک دوستی دارم که می خواست بچه اش را مدرسه ی خوب ثبت نام کنه. می گفتم تو که می دونی فلان مدرسه بچه ات ریاکار می شه چون خیلی مذهبیه؟؟!! چرا؟
گفت: بلاخره می خواد تو این مملکت زندگی کنه باید از یه جا یاد بگیره!!!!

دیگه ملت مجبورن در کنار مسائل تربیتی "ریاکاری"رو هم به بچه هاشون بیاموزند تا کلاهشان پس معرکه نباشد

همین یک دلیل برای مهاجرت و رفتن از ایران بسه!

دارا گفت...

ممنون از تغییر فونت

خارخاسک گفت...

خواهش می کنم متوجه آزار دهنده بودن فونت نشده بودم .

Mehdi گفت...

بله، بين شاد بودن و رياكار بودن فرق هست.
چيزي كه متاسفانه هر روز و هر روز اينجا بيشتر شد. اصلا يادمون دادن كه هر جا نقاب جديد بزنيم.
گاهي خيلي از ديدن اين چيزها رنج مي‌كشم.