۸ شهریور ۱۳۸۹

لوله بازکني

بیزقولک متوجه چیزعجیبی شده است . او با سواد نیم بندش نوشته های درو دیوار شهر را می خواند ومی گوید : مامان  لوله باز کنی یعنی چه ؟ چرا همه جا نوشته لوله باز کنی ؟ آخر کدام لوله ؛ کجا ؟  چرا این لوله را کسی تا به حال باز نکرده ؟ من می گویم : این همان چیزی است که من همیشه می گویم : ما با شبکه وسیعی از لوله ها طرف هستیم که گاهي بند مي آيند . با حیرت نگاهم می کند . ادامه می دهم : آنچه مسلم است  باید همه ی لوله ها باز باشد . در مورد گرفتگی لوله ی جارو برقی من حتی یک پست نوشته ام . او می گوید : همان وقتی که جوراب من تویش گیر کرده بود و نزدیک بود منفجر شود .  می گویم : بله و اگر منفجر می شد همه چیز را به کثافت می کشید . می گوید : پس همه ي لوله ها را بايد زود باز کرد . من می گویم :  اما لوله ها همه جا پراکنده اند  ؛ در خانه ها ؛ در کوچه ها ؛ خیابانها ؛ شهرها ؛ حتی در بدن خودمان  . لوله ها می توانند محتوی هر چیزی باشند ؛ از آشغال و چیزهای دور ریختنی بگیر تا آب مایع حیات ؛ خون , گاز , نفت ؛ پروتئینهایی که تبدیل به انسان می شوند ؛  انسانهایی که تبدیل به حیوان می شوند . لوله ها گاهی میلیمتری هستند ؛ گاهی خیلی باریکتر و ریزتر از چیزی که بتوان دیدشان و گاهی آنقدر بزرگ که شبکه ی پیوسته ای از انسانها را در خود جای می دهند . او دوست دارد در مورد شبکه و این چیزها توضیحاتی به او بدهم اما من حوصله اش را ندارم . می گویم :  ببین وضعیت ما بحرانی است . بحران یعنی چه  ؟ را ول کن . وضعیت ما آشغال است . در گذشته بعضی آدمها  در شبکه حیات  ایدئولوژیکی  ، فرهنگی و سنتي ما ایرانی ها وجود داشتند  که کارشان را خوب بلد بودند.
 آنها با ساختن یک اسطوره یا افسانه گیرها را باز می کردند . اما حالا آنها  مرده اند و جنازه همین آدمها و اسطوره ها و افسانه هایشان همه با هم  لوله ها  را مختل کرده است . عده ای آمدند و ناشیانه ابزارها را بی اثر کردند همین است که دیگر هیچ امامزاده ای به ما  معجز نمی دهد و اینطوری شد که لوله ها  بسته شدند . چطور این لوله باز می شود را کسی نمی داند . ولي همه مايلند که خودشان لوله را باز کنند  و به همين دليل  همه جا به درو دیوار شهر نوشته اند لوله بازکنی ؛ راستش را بخواهي  همه فهمیده اند که این  کار حیاتی است و باید زودتر بازش کنیم .
بیزقولک با تعجب  به من نگاه می کند . من با تعجب به او نگاه می کنم . عجب دنیای عجیبی است .    

۲۱ نظر:

B E H Z A D گفت...

بابا تو دیگه کی هستی از چه موضوع بی ربطی چه نوشته خوبی در میاری

امین گفت...

یعنی تونستین موفق بشین و دیوونش کنین آخر یا نه؟!!

خارخاسک گفت...

متشکرم بهزاد از این که سعی می کنی در عین ضایع کردن من از من تعریف کرده باشی .

خارخاسک گفت...

امین دیوانه نشد ولی فهمید خودم هم چیز زیادی از لوله باز کنی نمی دانم .

فرشته گفت...

بیچاره بچه ! گیج شده حتما کلی !

زنـ ی کـه مـ ن باشـ م ... گفت...

نیامدی بانو جان ... لوله های نگاهم بسته است (:

mazokhism گفت...

پیچیده.
الان دقیقا" حس بیزقولک رو می فهمم.
لطفی که به جامعه بشری کردی اینه که نه فیلسوف شدی نه لوله باز کن
:)

سرور گفت...

گمانم لازم شده يک آگهي بديم بااين مضمون که به يک لوله بازکن ماهر نيازمنديم براي باز کردن لوله هاي شبکه حياتي اجتماعي ما

بارانگاه گفت...

یعنی تا آخرشو گوش داد؟ تو که کشتی بچه رو...همه چیز رو اینجوری براش توضیح میدی؟...برسه به قضیه های ریاضی چی بهش می خوای بگی ;)

نوید گفت...

سلام
این نوشته بر عکس نوشته های قبلی که با ظاهر ساده و با استفاده از طنز مفهوم عمیقی رو منتقل می کردن و من از خوندن شون واقعاً لذت بردم، تازه با بلاگ تون آشنا شدم، سعی می کرد یک مفهوم عمیق رو سوار کنه یا ببنده به یک ماجرای ساده طوری که ازش می زد بیرون. چنین لحنی برای توضیح دادن به بچه چندان باورپذیر به نظر نمی رسه هر چند که غیر ممکن هم نیست، به همین دلیل من باور نمی کنم که شما با این لحن برای بچه یی از اسطوره ها و افسانه ها بگین اون هم با لحن یک سخن ور و من فکر می کنم شما ماجرای پرسیدن بچه در مورد لوله بازکنی رو اگه واقعاً اتفاق افتاده باشه شاخ و برگ دادین تا حرفاتونو بزنین. اتفاقی که تو نوشته های قبل نمی افتاد. مثلاً پایان بندی فوق العاده ی فست فود کاملاً حس تونو منتقل می کرد و نتیجه گیری رو هم به عهده ی مخاطب می ذاشت.
در کل نوشته هاتون بسیار جالب و دلنشین هستن و خوشحال م که با بلاگ تون آشنا شدم.

شاپور گفت...

خيلي دوست دارم بدونم در حين اين مكالمه آقاي خونه چه عكس العملي داشتن!!

دارچین گفت...

خوبه شما رو بیارند برای برنامه دیروز امروز فردا همه چی رو قشنگ به هم می بافید و تو حلق خلق می کنید باریکلا ببخشید شما شیخ نیستید؟

خارخاسک گفت...

در این صحنه که حضور نداشتند ولی در موارد دیگر می گویند برای بچه ها صغرا کبری نچین بگو نمی دانم !

خارخاسک گفت...

به نوید: پست گاهی به جای این ور لوله باید از ......را دوباره هم بخوانید ضرر نمی کنید

مداد گلی گفت...

از موهای بیزقولک جان دود در نمی آمد؟
و راستی اگر لوله باز کنه خوبی سراغ دارید, بفرستید لوله های قلب مامان من را هم باز کند. و لوله های مغز خودم.

خارخاسک گفت...

اميدوارم مادرت هر چه زودتر سلامتي خودش را به دست بياورد .

زنـ ی کـه مـ ن باشـ م ... گفت...

منظورتون چیه ؟ هر که را ؟ ...

یازده دقیقه گفت...

میگم قربون بیزقولک جان برم که این همه باشخصیته و فقط به نگاه کردن تعجب ناک بسنده کرد :دی

نازنین گفت...

یعنی میگی لوله هه گرفته که هرچی فوت میکنم نمیشه؟ :-؟؟
دوست دارما :دی

نیم تنه گفت...

ترکانده شدیم. مدخل لوله را توی لغتنامه دهخدا باید میدادن شما می نوشتی

نم نم بارون گفت...

چه ذهن خلاقي!نمي شناسمت ولي حسوديم شد...خيلي توپپپپپه