۲۰ مرداد ۱۳۸۹

فرزندان فرمانبردار و پادشاه پریشان روزگار !

مولانا علیه الرحمه یک مثنوی دارند در مورد پادشاهی در بستر مرگ که سه پسرش را می خواند و به آنها می گوید : فرزندانم بروید سرزمین من را ازشرق تا غرب طی طریق کنید . خوب ببینیدش و بشناسیدش اما یادتان باشد یک قلعه ای به نام هوش ربا وجود دارد که نباید پای بدان بگذارید . این قلعه طلسم شده است ، مرگ آفرین است ، مخوف است ، مهیب است  ، جحیم(جهنم )  است  , نخواهیدش . نبینیدش . پسران  گفتند : پادشاه به سلامت باد هر چه شما بگویید همان می کنیم و بر همان رای هستیم .
بعد هم  خداحافظی کردند  و صاف رفتند  ببینند این قلعه کجاست ؟
خدای رحمان و رحیم آدم و حوا را در بهشت زندانی کرده بود خودش خوب می دانست که اگر بگوید از فلان میوه نخورید آنها  می روند سراغش که اگر این کار را نمی کردند آدم وحوا نبودند . مولانا به شکلی در داستان قلعه هوش ربا به همین نکته اشاره می کند . بشر موجودی است که ازهر چه منع شود به سراغش می رود . بخصوص اگر چیزی مرموز باشد . اصلا من فکر می کنم خداوند می خواست که بشر به سراغ میوه ممنوعه برود  وگرنه منعش نمی کرد . به این طور رانده شدن می گویند هبوط .
سه پسر پادشاه به قلعه وارد می شوند بر ستونها قلعه  چهره دختری نقش می بندد هر سه به تصویر دختر دل می بازند و برای پیدا کردنش از همه چیز خود می گذرند و آواره می شوند . یعنی از بهشت خود راحت خود آرامش خود پادشاهی خود می گذرند . بخاطر عشق !
آدم و حوا از بهشت رانده نشدند از بهشت گذشتند . چون آنها با خوردن میوه ممنوعه می دانستند که پای در چه راهی می گذارند . آنها بخاطر دانایی  از بهشت گذشتند . می خواستند بدانند آنچه از آن منع شده اند چیست .
در پست قبل یک شعر از ایرج میرزا نوشتم یک بیت اروتیکش را حذف کردم با تاکید گفتم  یک بیت را حذف کرده ام ،  آنهایی که رفتند و دیدند آن بیت چه می تواند باشد  نوش جانشان . ما همه فرزندان همان آدم و حواییم افسوس آنکه باید بداند نمی داند  و لغت نامه فیلتر می کند .

۳۰ نظر:

Eric Calabros گفت...

رفتی تو کار شعر و ادبیات :-)
چرا فکر می کنی قبلاً دیوان ایرج میرزا رو زیر و رو نکردیم؟ :-)

خارخاسک گفت...

بحث چیز دیگری است ! شما ممکن است اشعار این شاعر آزاده را از بر باشی خوب است اما مطلب چیز دیگری است . آنچه خواستم بگویم این نیست که ممکن است تو قبلا نخوانده باشی ؟

روزبه دانشور گفت...

واقعا قشنگ بود، به خصوص پاراگراف آخر متن! :)

rohollah گفت...

با اريك موافقم
من هم قبلا خوانده بودمش
البته گويا منظورت كلي تر بوده و اون اينه كه ميگن آدم از هرعملي كه نهي بشه،‌بهش حريص‌تر ميشه

لیموشیرین گفت...

ماجرای ادم و هوا رو خوب اومدی هفت دنده جان !!
خیلی سادس اما تفکر بر انگیز !!

Nightly Whisper گفت...

خدائیش من نرفتم ببینم، نمی گم هیچ وقت این کار رو نمی کنم، اما این بار این کار رو نکردم. فکر می کنم من اینجوریم که دوس دارم از چیزای مخفی سر در بیارم، نه از چیزای نهی شده

خارخاسک گفت...

بگو ببينم اگر همين امروز يکي از سايت ها يا وبلاگهاي مورد علاقه ات را فيلتر کنند ديگر به صرافتش خواندنش نمي افتي چون از آن نهي شده اي ؟
رفيق نيمه راه .................

Nightly Whisper گفت...

از من پرسیدی الان؟
یه @ بده که آدم بفهمه!

خارخاسک گفت...

آره دیگه بابا من هر چی می گم هیچ کس نمی گیره یا من پیر شدم یا خوانندهام پرت !

Nightly Whisper گفت...

نگفتم که هیچ وقت کارهای نهی شده انجام نمی دم. اما از نظر من قیل ترینگ نهی کردن نیست، به جای یکی دیگه تصمیم گرفتنِ؛ که من به احدی اجازه نمی دم که واسه من تکلیف روشن کنه

یکـ عدد دختر گفت...

درسته جای حل مسئله همیشه دنبال پاک کردن مسئله هسیم....

مضراب گفت...

اين داستان آدم و حوا رو هستم اساسي . دو سال قبل وقتي وصف ديوان ايرج رو شنيده بودم اساسي كنجكاو بودم اما جايي رو توي نت براي دانلود پيدا نمي كردم كتابش هم كه نايابه اصلاً.
از اينكه به هر دري مي زدم فيلتر بود بيشتر كنجكاو شده بودم... سال پيش بالاخره بعد از 8 ماه تلاش تونستم دانلودش كنم :))
راستش به خاطر لغتنامه خيلي حالم گرفته شد. زياد ازش استفاده مي كردم و البته عضو هم بودم و گاهي معناي كلماتي رو كه نداشت بهش اضاف مي كردم. مملكته داريم؟؟؟؟

Eli گفت...

خارخاسک جان یه مطلبی هست که مدتیه میخوام ازت بپرسم. به صورت خصوصی. راهش چیه؟

خارخاسک گفت...

به الی ایمیل بزن عزیز جان kharkhasak7@gmail.com

Nightly Whisper گفت...

خارخاسک دیدی خودت پیر شدی؟
"به الی ایمیل بزن عزیز جان kharkhasak7@gmail.com" یعنی چی؟ :دی

Armin گفت...

ما نیز موافقیم!

من با نظر اون آقاهه بود میگفت جمهوری ایرانی کاملا موافق بودم
مشخصه که این پشمالو ها مخالفت میکردن دیگه

اما شما لبنان رو ببین... دختره محجبه و شعیه .. زیرزمین خونشون باره! هرجور آدمی هست
اتفاقا به نظر من اسلام واقعی اونجاس
چون آزادن و آزادانه انتخاب میکنن
فیلتر میلتر هم در کار نیست
هرکی خواست حجاب داره و مسلمونه هرکی هم نخواست یه دین دیگه یا اصلا لائیک

نه مثل اینجا که ملت رو گوسفند فرض میکنن و بزور میگن آقا ماهواره بده

به جان خودم تو یکی از برنامه های همین تلویزین ملی!!! رو صفحه اسکرین طرفی که داشت یه آموزش خاص رو میداد فیلتر شکن دیدم ... اولتراسرف بود

یه زمانی این وزارت خونه فیلتر تشکیل شد واسه سایتهای مستهجن
حالا شما این سایت رو برو
www.sextorrent.com

کلا بازه بازه! میتونی دی وی دی پورونو دانلود کنی در حد 4 گیگ!!!!

ولی در عوض سایت های شیرینگ که کلی فایلهای فنی و مهندسی توش هست رو فیلتر کردن

اینترنت تو ایران شده فیلترنت
حالا این لغتنامه که کوچیکشه

یه مطلب پزشکی هم که میخوای بخونی باید از هفت خان رستم رد بشی

Nightly Whisper گفت...

داشتم فکر می کردم از چه کاری که منع شدم میرم و انجامش میدم، بالاخره به نتیجه رسیدم؛ عاشق اینم که سایت های که موسیقی میزارن در پس زمینه اشان و کسی نمی تونه دانلود کنه رو دانلود کنم. مثل همین الان که یه آهنگ بسیار زیبا از گروه دنگ شو کش رفتم.
هر کس دوس داره به najvaye.shabaneh@gmail.com بزنه تا براش فوروارد کنم.
راستی آلبوم این گروه یکم سپتامبر ریلیز می شه.

آتِمُیا گفت...

پست قشنگی بود. نتیجه گیری خوبی داشت:
"ما همه فرزندان همان آدم و حواییم افسوس آنکه باید بداند نمی داند و لغت نامه فی.لتر می کند."

sek گفت...

و خداوند ما را گشاد آفرید.
پ.ن:کتاب کنارم اما حس نگاه کردن ندارم.
پ.ن2:اگر من حضرت آدم بودم الان همه حوری به بغل بهشت بودیم.

الهام گفت...

جالبه!چند روز پیش داشتم به همین موضوع فکر میکردم..من مطمئنم انسان رانده نشده..

مترسک گفت...

"چون آنها با خوردن میوه ممنوعه می دانستند که پای در چه راهی می گذارند " شما مطمئنی از این که می‌دانستند؟

24 گفت...

جلوی قوی علامت تعجب گذاشتم چون میخواستم خیلی روش تأکید کنم (چون واقعا به نظرم نویسنده ی قوی واثر گذاری هستی) ولی راه بهتری بلد نبودم! جملات آخرم رو دریافتی؟ چرا رو راست نیستی؟ "راستی" تا جایی که من تجربه کردم خیلی بهتر و قشنگتر از ناراستیه ها! منظورم راست گفتن راجع به مشخصات خودت نیست. منظورم اینه که "منظور"ِتو "راست" جلوه میدی!

رهگذر گفت...

مگه دانایی چیز بدیه؟ بعید می دونم ذات خدا متمایل به عذاب بنده ای باشه که میل به دانستن داشته.اگه آدم واقعاً میل به دانایی داشت لزومی به تحریک حوا نبود. شاید خداوند خواسته باشه "بندگی" آدم رو امتحان کنه، همونطور که دیگر پیامبرها رو به بعضی عذاب ها امتحان کرده.

Albert Lázaro-Tinaut گفت...

I invite you to read a text of the Iranian writer and poet Mohsen Emadi in Spanish and Farsi in my blog IMPEDIMENTA (http://impedimentatransit.blogspot.com/).
Best regards from Barcelona, Spain

24 گفت...

من منتظر جوابتون هستما

خارخاسک گفت...

سوالت رو شفاف نپرسیدی .منظورت از راستی و روراستی چیست ؟
یعنی چی رو راست نیستم ولی منظورم رو راست جلوه می دهم ؟

ناشناس گفت...

خيلي با حال مينويسي. تقريبا" همه نوشته هاتو خوندم. راستي منم هفته پيش يكي از اين عروسيها تو باغات اطراف كرج رو رفته بودم و معني حرفاتو خوب ميفهمم. البته مشكل ما اونجا با اسم رقص عروس و داماد بود كه يكي ميگفت تانگو ميرقصن و يكي هم ميگفت نه دنس ميكنن. شما ميدوني فرقشون چيه؟

ناشناس گفت...

عالی بود

سرور گفت...

با نظرت درمورد هبوط آدم وحوا موافقم.تحليل من هم همين است.آدم و حوا براي زمين آفريده شده بودند نه بهشت.خدا براي انسان اختيار قرار داده بود و ميوه ممنوعه معرفي کرد تا ببيند کجا انسان شجاعت استفاده از اختيار خود را پيدا مي کند.جالب است که اين حوا بود که آدم را ترغيب به به کاربستن اختيار و خوردن ميوه کرد.يعني حرکت و انتخاب از زن برخواست.برخلاف نظر رايج که اين عمل حوا را منشا شر از سوي زن مي دانند به نظر من منشا خير بود.وگرنه هنوز آدم وحوا دربهشت سر به دنبال هم داشتند واين همه ماجرا درزمين به وجود نمي آمد.

monir گفت...

سلام خانم خارخاسک هفت دنده . زیبا می نویسید و مدتی است هرازگاهی به وبلاگتان سر می زنم. اسم وبلاگ من میوه ممنوعه است و از این پستتان خوشم اومد و با ذکر منبع در وبلاگم گذاشتم. موفق باشید.
آدرس وبلاگم :http://monirpashmi.persianblog.ir